العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
73
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
از آن جمله اينست كه اگر دو امام وجود داشته باشد دو نفر كه با هم اختلاف و دعوى دارند مىتوانند هر كدام از آن دو در مورد نزاع حكمى مخالف با حكم ديگرى بنمايند و هيچ كدام مزيتى بر ديگرى در پيروى و اطاعت ندارند در اين صورت حقوق و احكام و حدود از ميان ميرود . از آن جمله اينكه هيچ كدام از دو امام شايستهتر از ديگرى بسخن گفتن و حكم و امر و نهى نخواهد بود در چنين صورتى بايد هر دو با هم شروع به حرف زدن بكنند و هيچ كدام نمىتواند از ديگرى جلوتر تصميمى بگيرد وقتى هر دو در امامت مساوى باشند اگر براى يكى سكوت جايز باشد براى ديگرى نيز مثل او جايز است وقتى براى هر دو سكوت جايز باشد حقوق و احكام و صدور تعطيل مىشود براى مردم مثل اينست كه امام ندارند . توضيح : شايد منظور نفى امامت پيشوايان ضلالت در زمان ائمه عليهم السّلام است زيرا احكام آنها مخالف احكام ائمه ما بوده و در افعال نيز مغايرت داشته و احتمال ميرود كه رد بر مخالفين باشد كه آنها معتقدند پيامبر اكرم و ائمه عليهم السّلام داراى اجتهاد هستند زيرا در اجتهاد اختلاف بدون شك وجود دارد چنانچه در باره علي عليه السّلام و معاويه ميگويند . ضمنا يا منظور دو امام در ميان يك طايفه و گروه است يا منظور امامى كه رياست عامه دارد تا منافات نداشته باشد تعداد انبياء بنى اسرائيل را در يك عصر . اكمال الدين : ابن ابى يعفور گفت : از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردم آيا ممكن است زمين بدون امام باشد فرمود : نه گفتم دو امام امكان دارد فرمود : نه مگر يكى از آن دو صامت و خاموش باشد ( يعنى مأموريت نداشته باشد مانند امام حسن و امام حسين عليهما السّلام ) . اكمال الدين : هشام بن سالم گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم ممكن است دو امام در يك زمان باشد ؟ فرمود : نه مگر اينكه يكى خاموش و مأمور بر پيروى از ديگرى باشد و ديگر گويا و امام بر او باشد اما دو امام ناطق در يك