العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

69

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

شده روايت بطريق صحيح آن طورى است كه عياشى نقل كرده كه حضرت جواد در آن موقع پنجساله بود وقتى بقيافه آقا دقيق شدم فرمود : خداوند در باره امامت همان استدلالى را . . . . . . و بعد فرمود : در باره يوسف ميفرمايد : وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً و در باره يحيى ميفرمايد : وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا . امكان دارد كه آيه را نقل بمعنى فرموده باشد بواسطه اشاره به آيه سوره يوسف و احقاف خلاصه استدلال اينست كه خداوند در سورهء يوسف ميفرمايد : وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وقتى بكمال رسيد در سوره احقاف مرتبه كمال را ميفرمايد : وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً بچهل سالگى كه رسيد گروهى از مفسرين به همين معنى نيز حمل كرده‌اند در اين صورت استدلال كامل است ممكن است اشاره بهر سه آيه باشد . عياشى : علي بن اسباط از حضرت جواد نقل مىكند كه گفتم : مردم در مورد كوچكى سن حرف ميزنند فرمود : چه ميگويند ؟ خداوند ميفرمايد : قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي به خدا قسم پيروى پيغمبر را در آن زمان كسى جز علي عليه السّلام نكرد با اينكه در آن وقت هفت ساله بود و پدرم وقتى از دنيا رفت من نه ساله بودم چه ميخواهند بگويند خداوند ميفرمايد فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ تا وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً « 1 » . توضيح : از اينكه خداوند امير المؤمنين را به يوسف اختصاص داده و قرين با پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم كرده كشف مىشود ميتوان كسى را دعوت بسوى خدا كرد قبل از اينكه بسن بلوغ برسد و داراى چنين سنّى باشد و چون خداوند او را بمتابعت ستايش نموده معلوم مىشود متابعت در چنين سنّى پذيرفته است اين خود دليل است

--> ( 1 ) قسم به پروردگارت ايمان ندارند مگر وقتى ترا داور قرار دادند در اختلافات خود هر قضاوتى كه كردى در دل ذره‌اى نسبت بداورى تو ناراحتى احساس نكنند و كاملا تسليم باشند سوره نساء آيه 65 .