العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
57
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
با هم مختلف خداوند امتناع دارد از اينكه در علمش اختلاف باشد . گفت همين سؤال من بود كه مقدارى از آن را تفسير كردى بگو ببينم اين علمى كه در آن اختلاف نيست چه كسى عالم به آن است . فرمود تمام آن علم در نزد خدا است اما مقدارى كه براى بندگان لازم است در نزد اوصياء . در اين موقع آن مرد روبند خود را گشود و درست نشست چهرهاش درخشيده گفت منظورم همين بود و براى همين آمده بودم تو مدعى هستى علمى كه اختلاف در آن نيست نزد اوصياء است از كجا اين علم را بدست مىآورند ؟ فرمود همان طورى كه پيامبر بدست مىآورد جز اينكه آنها نمىبينند آنچه را پيامبر اكرم مىديد زيرا او پيغمبر بود و آنها محدثند و او پيش خدا ميرفت و استماع وحى ميكرد اما آنها نميكنند گفت راست ميگوئى اينك سؤالى مشكل ميكنم بگو اين علم چرا آشكار نميشود آن طورى زمان پيامبر اكرم آشكار ميشد . پدرم خنديده فرمود خداوند امتناع ورزيده از اينكه مطلع نمايد بر علمش مگر كسى را كه بايمان آزموده است چنانچه مقدر كرده بود كه پيامبر بر آزار قريش صبر كند و با آنها پيكار نكند مگر بفرمان خدا چه مسائل زيادى بود كه پنهان ميكرد تا دستور فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ آمد اگر قبل از اين فرمان آشكار ميكرد باز هم در امان بود ولى مقيد بانجام دستور و ترك مخالفت بود به همين جهت خوددارى كرد . مايل بودم چشمت بمهدى اين امت مىافتاد با ملائكه كه شمشيرهاى آل - داود را بين آسمان و زمين در دست دارند و ارواح كفار مرده را عذاب ميكنند و ارواح اشخاص شبيه ايشان را نيز از زندهها بايشان ملحق ميكنند در اين موقع شمشيرى را بيرون آورد سپس فرمود اين هم از همان شمشيرها است پدرم فرمود آرى به آن خدائى كه محمّد مصطفى را برسالت برانگيخته . دو بند خود را دو مرتبه بست و گفت من الياسم اين سؤالها كه كردم چنان نمود كه خود اطلاع نداشته باشم جز اينكه خواستم اين حديث نيروئى براى