العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

291

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

علمى از علم خدا كه تاب آن را ندارد ملك مقرب و نه نبى مرسل و نه مؤمنى كه قلبش را براى ايمان خدا آزموده به خدا قسم كسى را جز ما خدا مكلف بحمل آن نكرده و نه پرستش با اين سرّ جز ما را دعوت كرده . در نزد ما سرّى از سرّ خدا و علمى از علم خدا است كه دستور تبليغ آن را بما داده ما از جانب خدا آنچه را كه دستور تبليغش را داده بود تبليغ كرديم محل و موضعى و اهلى و باربردار نيافتى كه آن را بردارد مگر گروهى را كه خداوند از سرشتى آفريده كه محمّد و ذريه‌اش را از آن آفريده و از نورى آفريده كه محمّد و خاندانش را آفريده و آراسته است آنها را بفضل رحمت خويش از چيزى كه محمّد را به آن آراسته تبليغ كرديم آنچه را خدا دستور تبليغش را داده بود پذيرفتند و تاب آوردند و به آنها اعلام كرد به آنها رساند اين مطلب را از جانب ما پذيرفتند و تاب آوردند و مقام ما را بايشان اعلام كرد دلهاى آنها متمايل بمعرفت و حديث ما شد . اگر سرشت آنها چنين نبود اين طور نبودند نه به خدا تاب نمىآوردند . سپس فرمود : خداوند گروهى را براى جهنم و آتش آفريده بما دستور داد آنها را تبليغ كنيم همانطور كه به آنها تبليغ نموديم ولى اينها متغير و ناراحت شدند از آن و بخودمان برگرداندند و تاب نياورده تكذيب كردند گفتند ساحر و دروغگو است خدا بر دلهاى آنها مهر زد و بفراموشى واداشت آنها را بعد زبانشان را بازگذاشت به مقدارى از حق آنها به زبان مىآورند ولى در دل منكرند تا بدين وسيله جلوگيرى شود از اولياى خدا و بندگان مطيعش اگر چنين نبود در زمين خدا پرستش نمىشد ما دستور داريم دست از آنها برداريم و اين مطلب را پوشيده بداريم از آنها شما نيز پوشيده بداريد از كسانى كه خدا دستور خوددارى از آنها داده و پنهان كنيد از آنها . در اين موقع امام عليه السّلام دست خود را بلند نموده گريه كرد و فرمود :