العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

284

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

شدم ، سال بعد همان شخص را ديدم خوشحال شدم مرا صدا زد جواب دادم همان كارهاى سال قبل را انجام داد وقتى در شام خواست از من جدا شود او را قسم دادم به آن كس كه چنين قدرتى در اختيارش نهاده كه كيست ؟ فرمود : من محمّد بن علي بن موسى بن جعفر اين جريان را به كسانى كه با من برخورد ميكردند نقل كردم اين خبر به گوش محمّد بن عبد الملك زيات رسيد از پى من فرستاد مرا در زنجير كرد و زندانى نمود و بعراق فرستاد چنان كه مشاهده ميكنى در زندانم و ادعاى چيز محالى را بر من نموده است . گفتم : خوب است جريان را براى او بنويسى گفت : تو به او بگو من نامه‌اى از زبان او نوشتم و جريان را برايش شرح دادم و پيش محمّد بن عبد الملك زيات فرستادم در پشت نامه نوشته بود بگو به آن كس كه ترا در يك شب بكوفه و مدينه و مكه برده است از زندانهم خارجت كند . علي بن خالد گفت : از اين جريان ناراحت شدم و دلم بحالش سوخت و با اندوه برگشتم صبح زود به طرف زندان رفتم تا جواب را برايش نقل كنم و بگويم صبر كند و دلگير نباشد ديدم سپاهيان و زندانبان‌ها و گروه زيادى از مردم حيران و ناراحتند پرسيدم چه خبر است ؟ گفتند آن مرد شامى كه ادعاى پيامبرى كرده بود ديشب گم شده معلوم نيست به زمين فرو رفته يا كبوترى او را به آسمان برده . اين شخص واسطه كه مايل بود زندانى آزاد شود خودش مذهب زيديه داشت كه بعد قائل بامامت شد و اعتقاد خوبى داشت . خرايج : عبد الرحمن بن كثير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود : چند نفر خدمت حضرت حسين عليه السّلام رسيده گفتند ما را حديث كن بفضل و مقامى كه خدا بشما عنايت كرده فرمود : شما طاقت نداريد و نميتوانيد تحمل كنيد . گفتند : چرا ما مىتوانيم تحمل كنيم فرمود : اگر واقعا تحمل داريد دو نفرتان برويد كنار تا با يكى صحبت كنم اگر او توانست براى شما نيز