العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

225

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

رجال كشى : حسين بن بشار از داود رقى نقل كرد كه داود به من گفت مشاهده ميكنى گروه طياره غاليان چه ميگويند و چه نقل ميكنند از شرطه الخميس از امير المؤمنين عليه السّلام و چه مطالبى حكايت ميكنند از اصحاب علي از آن جناب به خدا قسم اين يكى ( يعنى حضرت صادق ) به من چيزهاى بزرگترى نشان داده ولى دستور داده كه به هيچ كس نگويم من به آن جناب گفتم من پير شده‌ام و ديگر پيكرم فرسوده شده آرزو دارم آخر عمرى در راه شما كشته شوم فرمود چاره‌اى از اين نيست اگر در دنيا ميسر نشود در آينده ( يعنى رجعت ) خواهد شد . رجال كشى : گفته‌اند وقتى حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام از دنيا رفت و مذهب واقفى بوجود آمد ( كه امامت را در حضرت موسى بن جعفر متوقف كردند ) محمّد بن بشير كه مردى شعبده باز و ساحر بود و در اين فن شهرت داشت مدعى شد كه من واقفى هستم و گفت موسى بن جعفر عليه السّلام در بين مردم بود و به نظر مردم مىآمد اهل نور او را با نور ميديدند و اهل تاريكى با تاريكى چون بدن خودشان با گوشت و پوست بعد از ديده همه مردم پنهان گشت با اينكه در بين آنها است و وجود دارد ولى از درك و ديدن او محجوب هستند به آن طورى كه سابق درك ميكردند . اين محمّد بن بشير از اهالى كوفه و از غلامان بنى اسد بود و او را شاگردانى بود كه معتقد بودند موسى بن جعفر عليه السّلام نمرده و زندانى هم نشد او غائب گرديده و پنهان شده و او مهدى قائم است و در زمان غيبت خود محمّد بن بشير را نايب قرار داده و او را وصى خويش كرده و انگشتر خويش به او داده تمام نيازمنديهاى مردم را به او تعليم كرده از امور دينى و دنيوى و تمام اختيارات را به او سپرده و او را جانشين خود گردانيده . محمّد بن بشير امام بعد از اوست . رجال كشى : عثمان بن عيسى كلابي گفت شنيدم از محمّد بن بشير ميگفت ظاهر انسان همان آدم است ولى باطن او ازلى است ميگفت او قائل به دو خدا بود