العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

196

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

او خود در گواهى كافى است و حضرت محمّد پيامبرش را و ملائكه و تمام انبياء و اولياى خدا را و تو را نيز با هر كه اين نامه مرا بشنود كه من بيزارم از كسى كه بگويد ما علم غيب داريم يا شريك خدا در ملك او هستيم يا ما را مقامى دهد غير از آن مقامى كه خدا بر ايمان معين كرده و ما را براى آن آفريده يا تجاوز كند در مورد ما از آنچه در ابتداى نامه برايت توضيح دادم و شما را گواه ميگيرم كه هر كس از او بيزار شويم خدا و ملائكه و پيامبر و اولياى خدا از او بيزارند . اين نامه را بعنوان امانتى به گردن تو و گردن هر كه اين نامه را بشنود كه از هيچ يك از دوستان و شيعيان ما اين نامه را پنهان ننمايد تا تمام دوستان ما از آن اطلاع حاصل نمايند تا شايد خداوند آنها را بحقيقت دين رهبرى نمايد و دست بردارند از آنچه بكنه آن نميرسند و اطلاع از واقع آن ندارند پس هر كس اين نامه مرا شنيد و باز نگشت به آنچه دستور به او داده‌ام و رها نكرد آنچه را كه نهى كرده‌ام مشمول لعنت من از جانب خدا و تمام بندگان صالح او خواهد شد . توضيح : منظور از اينكه علم غيب را از خود نفى ميكنند اينست كه علم غيب را جز از طريق وحى و الهام نميدانند اما از طريق وحى و الهام نميتوان نفى كرد زيرا عمده معجزات پيامبران و اوصياء اطلاع و اخبار از مسائل غيبى است خداوند خود نيز آنها را در اين آيه استثناء نموده إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ به زودى توضيح اين مطلب بطور تفصيل خواهد آمد . عيون اخبار الرضا : ص 311 - هروى گفت به حضرت رضا عليه السّلام عرضكردم يا ابن رسول اللَّه اين چه مطالبى است كه از شما نقل مىشود فرمود چه مطلب . عرضكردم ميگويند شما ادعا ميكنيد كه مردم بنده شما هستند فرمود بار خدايا اى آفريننده آسمانها و زمين كه از پنهان و آشكار اطلاع دارى تو ميدانى كه من هرگز چنين چيزى را نگفته‌ام و نه از هيچ يك از آباء خود شنيده‌ام خدايا تو ميدانى كه اين امت چه ستمها بما روا ميدارند اين نيز يكى از آنها است . سپس روى بجانب من نموده فرمود اى عبد السلام اگر مردم همه