العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

192

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

خواهيم كرد آشكار است آياتى كه دلالت بر اين معنى دارد بيش از شمارش است زيرا تمام آيات آفرينش و دلائل توحيد و آياتى كه در مورد كفر نصارى و بطلان مذهب آنها رسيد دليل بر همين مطلب است به همين جهت از ذكر و شرح آنها خوددارى شد چون مطلب آشكار است . رجال كشى - ابن سنان گفت : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : ما خانواده راستگو هستيم اما پيوسته كسانى هستند كه بر ما دروغ مىبندند تا راستگوئى ما را بخطر بياندازند با اين دروغ بستن بر ما در مقابل مردم پيامبر اكرم راستگوترين مردم بود اما مسيلمه بر او دروغ مىبست امير المؤمنين عليه السّلام نيز راستگوترين خلق خدا بود اما عبد اللَّه بن سبا لعنت خدا بر او باد بر او دروغ مىبست و با نسبت‌هاى دروغ سخن او را مشوب ميكرد حضرت ابا عبد اللَّه حسين بن علي نيز مبتلا بمختار بود . سپس حضرت صادق حارث شامى و بنان را ذكر كرده فرمود : اين دو نفر بر علي بن الحسين دروغ مىبستند سپس نام مغيرة بن سعيد و بزيعا و سرى و ابو الخطاب و معمر و بشار شعيرى و حمزه ترمدى و صائد نهدى را برد فرمود : خدا آنها را لعنت كند ما خانواده آسوده از دروغ‌گويان و دروغ‌بندان نيستيم يا نادانان كه درك ندارند خداوند ما را از شر هر دروغگو نگه دارد و آنها را بحرارت آهن مبتلا سازد . رجال كشى - ابو عتبه گفت : دختر ابو الخطاب از دنيا رفت وقتى او را دفن كرد يونس بن ظبيان سر درون قبر او كرده گفت : ( السلام عليك يا بنت رسول اللَّه ) سلام بر تو اى دختر پيامبر خدا . رجال كشى - يونس گفت : شنيدم از مردى كه جزء غاليان بود با حضرت رضا عليه السّلام در بارهء يونس بن ظبيان صحبت ميكرد كه او گفت : در يكى از شبها طواف خانه كعبه ميكردم ناگاه ندائى از بالاى سرم شنيدم : يونس من خداى يكتايم كه خدائى جز من نيست مرا به پرست و نماز را به ياد من بپاى دار سر