العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
177
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ و پيامبر اكرم براى مباهله با علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام آمد . شعبى گفت خيلى خوشحال شدم با خود گفتم يحيى نجات يافت حجاج نيز حافظ قرآن بود يحيى گفت اين خود دليل كافى و رسائى است در اين مورد ولى من به اين آيه استدلال نميكنم . رنگ چهره حجاج زرد شد و سر به زير انداخت پس از لحظهاى سر بلند نموده گفت اگر تو از قرآن دليل ديگر جز اين آيه بر مطلب خود آوردى ده هزار درهم به تو خواهم داد اگر نتوانستى خونت بر من حلال خواهد بود . يحيى قبول كرد . شعبى گفت من متأثر و غمگين شدم و با خود گفتم يحيى را چه شد كه نپذيرفت دليلى را كه حجاج استدلال نمود و مدعى شد كه من قبلا اين دليل را ميدانستم من ميترسم دليلى بياورد اما حجاج استدلالش را نپذيرد تا ثابت نشود او مطلبى را ميدانسته كه حجاج وارد نبوده . يحيى بحجاج گفت اين آيه وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ را دقت نما منظور كيست كه داود و سليمان از ذريه او هستند . حجاج جواب داد ابراهيم خليل است يحيى گفت پس داود و سليمان از ذريه او هستند جواب داد آرى . يحيى پرسيد بعد از اين قسمت آيه خداوند چه اشخاصى را معين ميفرمايد كه از ذريه ابراهيم هستند . حجاج گفت « أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ » يحيى باز پرسيد ديگر كيست . حجاج گفت « وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى » يحيى از حجاج پرسيد چگونه عيسى از ذريه ابراهيم است با اينكه پدر نداشت ، حجاج پاسخ داد از طرف مادر يحيى گفت حالا بگو ببينم مريم بابراهيم نزديكتر است يا فاطمه به حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و عيسى فاصلهاش از ابراهيم بيشتر است يا حسن و حسين از