العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
15
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
نور دخترم فاطمه را شكافت آسمانها و زمين را آفريد نور آسمانها و زمين از نور دخترم فاطمه است و نور فاطمه از نور خدا است و فاطمه بهتر از آسمانها و زمين است سپس نور حسن را شكافت و از آن خورشيد و ماه را آفريد پس نور خورشيد و ماه از نور حسن است و نور حسن از نور خدا است حسن از خورشيد و ماه بهتر است آنگاه نور حسين را شكافت و از آن بهشت و حور العين را آفريد پس نور بهشت و حور العين از نور حسين است و نور حسين از نور خدا است و حسين از بهشت و حور العين بهتر است . سپس خداوند بقدرت خود ظلمت را آفريد و آن را بر پرده چشمها افشاند ملائكه گفتند : سبوح قدوس ربنا . خدايا از وقتى اين اشباح را شناخته ايم چيز بدى مشاهده نكرديم ترا سوگند مىدهم بمقام آنها كه اين گرفتارى را از ما بر طرف فرما در اين موقع خداوند قنديلهاى رحمت را آفريد و بر سرادق عرش آويخت . گفتند خدايا اين فضيلت و نورها از كيست ، خطاب نمود اين نور كنيزم فاطمه زهرا است به همين جهت او را زهرا ناميدم چون آسمانها و زمين بواسطه نور او پديدار شد او دختر پيامبرم و همسر وصى او و حجت بر خلق است شما را گواه ميگيرم كه ثواب تسبيح و تقديس شما را به اين بانو و شيعيانش دادم تا روز قيامت در اين موقع عباس از جاى حركت كرد و پيشانى علي بن ابى طالب را بوسيده گفت : يا علي خدا ترا حجت بالغه بر مردم قرار داده تا روز قيامت . جابر بن يزيد جعفي گفت : حضرت باقر عليه السّلام فرمود : جابر ! خدا بود در حالى كه هيچ چيز با او نبود نه معلوم و نه مجهول اولين موجودى كه آفريد محمّد مصطفى عليه السّلام بود ما اهل بيت را با او آفريد از نور خود و عظمتش به صورت سايهاى سبز در مقابل خود نگهداشت آن موقع كه نه آسمان و زمين و شب و روز و خورشيد و ماه وجود نداشت خدا بود نور ماه از نور خدا مانند پرتو خورشيد نسبت بخورشيد ما او را تسبيح و تقديس و ستايش ميكرديم و عبادتى واقعى مينموديم .