العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
140
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
وقتى عصمت امام واجب بود بناچار بايد پيامبر بنام و نشان او تصريح نمايد چون عصمت صفتى نيست كه در شكل ظاهر باشد و مردم بتوانند تشخيص دهند . بايد خداوند كه از اسرار اطلاع دارد تعيين نمايد بوسيله پيامبر خود اعلام فرمايد به همين دليل امام بايد فقط از طرف پيامبر تعيين شود براى ما به ثبوت رسيده با دلائلى كه ذكر كردهايم و اخبار صحيح نصّ صريح در باره ائمه عليهم السّلام . تفسير قمى : فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا يعنى خلافت در فلان خانواده و فلان خانواده و خاندان طلحه و زبير نخواهد بود . توضيح : بنا بر اين معنى آيه اينست كه خانههاى آنها از خلافت و امامت عارى است بواسطه ظلم ايشان اين دليل است كه ظلم با خلافت الهى منافات دارد هر نوع فسق نيز ظلم به حساب مىآيد ممكن است منظور اين باشد كه آنها چون از روى ستم خلافت را غصب كردند و با امام خود بجنگ پرداختند امامت را ظاهر و باطنا از خانواده آنها خارج نمود تا روز قيامت . خصال : در خبر اعمش از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه انبياء و اوصياى ايشان بايد گناهى نداشته باشند زيرا آنها معصوم و پاكند . عيون اخبار الرضا : از جمله مطالبى كه حضرت رضا بمأمون نوشت اين جملات بود كه خداوند هرگز اطاعت كسى را واجب نمىنمايد با اينكه ميداند او مردم را گمراه مىكند و باعث اغواى ايشان ميگردد و او را به مقام پيامبرى نيز نخواهد رساند و هرگز كسى را كه ميداند نسبت به خدا و پرستش او كافر مىشود و شيطان پرست ميگردد انتخاب نخواهد كرد . خصال : لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ معنى آيه اينست كه امامت به كسى كه يك لحظه بتپرست بوده يا براى خدا شريك قائل شده نميرسد گر چه بعد اسلام آورده باشد . معنى ظلم قرار دادن چيزى راست در غير محل خودش و بزرگترين ظلم