العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
117
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
عصمت داشتند و حسادتى كه به آنها ميورزيدند . شيطان آنها را تشويق كرد مرگ بر آنها باد چگونه امامى را انتخاب نمودند كه نادان و بت پرست بود و ترسو در ميان انبوه همآورد . با اينكه امام بايد عالمى باشد كه جهل بر او راه نيابد و شجاعى كه ترسى او را فرا نگيرد و در نژاد و نسب بىمانند در بالاترين خانواده قريش و عظيمترين فرزندان هاشم و بازماندگان ابراهيم است و منبع سخاوت و چون جان پيامبر و شخصيت مورد رضاى خدا و گوينده از جانب او . او بالاترين شخصيتها و از دودمان عبد مناف ، سياستمدار و شايسته مقام رياست اطاعتش بر مردم فرض و لازم است تا روز قيامت دلش گنجينه اسرار خدا كه زبانش گوياى آن معصوم و موفق است نه ترسو و نادان اما طارق چنين امامى را رها كردند و پيرو هواى خويش گرديدند چه كسى گمراهتر است از آن كسى كه پيرو هواى نفس خويش گردد . طارق ! امام انسانى ملكوتى و پيكر آسمانى و امر الهى و روحى قدسى مقامى و الا و نور اعلى و سرّ مخفى است او ذاتش فرشتهاى و صفاتش خدائى و حسناتش فراوان و باسرار آگاه و برگزيده پروردگار مخصوص از جانب صادق امين . تمام اين مقامات اختصاص به آل محمّد دارد و كسى با آنها شريك نيست زيرا آنها معدن وحى و معنى تأويل و مورد عنايت پروردگار جليل و مهبط جبرئيل و برگزيده خدا و سرّ اللَّه و كلمه او و شجره نبوت و معدن صفوت سرچشمه گفتار و عالى ترين راهنماى مردم وارث رسالت و نور خداست ، حبيب اللَّه و وديعه او و كلمة اللَّه و كليد حكمت او و چراغ رحمت خدا و سرچشمههاى نعمتش راهنما بسوى خدا و چشمه سلسبيل و قسطاس مستقيم و منهاج قويم و ذكر حكيمند و وجه كريم و نور قديم و شخصيتى شايسته تشريف و تقويم و تقديم و تعظيم و تفضيلند و