العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
110
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
نفر را تعيين كرده كه جانشين او باشد بعد از او و به او علمى كه خدا وحى نموده تعليم كرده آن شخص عارف بحلال و حرام و تاويل قرآن و فصل الخطاب است و در هر زمانى بايد يك نفر وجود داشته باشد كه اين مسائل را بداند اين علم بعنوان ميراث از پيامبر اكرم به آنها رسيده و به يكديگر ميسپارند هيچ كدام اطلاعى در امور دين جز از راه وراثت از پيامبر نميدانند او وحى بعد از پيامبر را منكر است . در جواب فرمود در بعضى مسائل اعتقادش صحيح است و در بعضى از آنها بر خلاف است و در آخر نامه بود كه خدا ترا رحمت كند متوجه هر چه گفته بودى شدم خداوند امتناع دارد از اينكه رهبرى كند و ناراضى شود از شما در صورتى كه مخالف او باشيد و دين را رها كنيد و عارف به امام نباشيد و ولايت با ولىّ خدا نداشته باشيد هر زمان كه خدا شما را مشمول رحمت خويش مىكند و اجازه دعوت بما ميدهد براى شما نامهاى مينويسيم و پيكى ميفرستيم او را تصديق نميكنيد از خدا بترسيد و بگمراهى بعد از عرفان روى نياوريد . بدانيد كه حجت اگر بيانگر شما شده نعمت خدا را بپذيريد تا براى شما دوام داشته باشد و موجب سعادت دنيا و آخرت شود اگر خدا بخواهد . اين فضل بن شاذان با ما چه كار دارد پيوسته دوستان ما را منحرف مىكند و عقايد ناپسند را ميان آنها رواج ميدهد هر وقت نامهاى براى آنها نوشتم در اين مورد بر ما اعتراض كرد من به او پيشنهاد ميكنم كه دست از اين كارها بكشد و گر نه به خدا قسم نفرين ميكنم مبتلا بمرضى شود كه در دنيا و آخرت علاج نداشته باشد سلام ما را بدوستانمان برسان و اين نامه را براى آنها بخوان ان شاء اللَّه تعالى . كافى - علي بن محمّد نوفلى از علي بن موسى الرضا عليه السّلام نقل مىكند كه صحبت صدا در نزد ايشان شد فرمود علي بن الحسين عليه السّلام وقتى قرآن ميخواند اگر