العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
102
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
2 - اگر از غير نژاد پيامبر باشد نژاد ديگرى بر نژاد پيامبر برترى يافته است زيرا در صورتى كه اولاد پيامبر پيرو اولاد دشمنان خود گردند مانند ابو جهل و ابن ابى معيط چون در فرض او ميتواند منتقل به اولاد ايشان شود در صورتى كه مؤمن باشند فرزندان پيامبر تابع مىشوند و اولاد دشمنان آنها متبوع و فرمانروا با اينكه اين فضيلت و امتياز براى پيامبر شايستهتر است تا ديگران . 3 - وقتى مردم اعتراف برسالت پيامبر نمايند و مطيع او باشند ديگر كسى تكبر نميورزد از پيروى فرزندان و ذريه او و اين كار بر آنها دشوار نمىآيد ولى وقتى در غير فرزندان پيامبر باشد هر كس در دل خود خويشتن را از او شايستهتر به اين مقام ميداند و از اطاعت كبر ميورزد و بفرمانبردارى راضى نيست از كسى كه او را پستتر از خود ميداند و اين موجب فساد و اختلاف و نفاق مىشود . بصائر : مالك جهنى گفت : در حضور حضرت صادق عليه السّلام دست خود را بر گونهام گذاشتم و گفتم : آقا خدا شما را معصوم قرار داده و شخصيتى بس و الا داده فرمود : مالك امر بالاتر از آن چيزى است كه تو فكر ميكنى ( يعنى تنها عصمت و مقام نيست بلكه واجب الاطاعه و امام بودن و غيره ) . بصائر : اسحاق بن غالب از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود : پيامبر اكرم از دنيا رفت در ميان امت خود كتاب خدا و وصى خويش علي بن ابى طالب امير المؤمنين و پيشواى متقين و حبل اللَّه المتين و دستاويز محكم غير قابل گسستن را گذارد پيمانى استوار گرفت كه اين دو با هم هستند و هر كدام گواه ديگرى است . و زبان گويا قرآن است كه چه چيز را خدا بر بندگان واجب نموده از قبيل اطاعت خدا و اطاعت امام و ولايت او و حق واجبش كه عبارت است از كامل شدن دين و اظهار امر و احتجاج به دليل و درخشش بنورى از گنجينه برگزيدگان و ائمه گرام است .