العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

82

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

است چون معناى حسد اين است كه انسان سلب نعمت و زوال آن وضع و موقعيت خوب را نسبت به طرف آرزو داشته باشد . و در قاموس است كه غبطه خوبى حال و سرور است كه ديگران هم آرزوى او را داشته باشند و گفته اغتباط يعنى افتخار و مباهات و مسرور شدن به حالت خوش و خوب . و اغتباط يا در مورد آخرت است از جهت اجر زياد و پاداش نيك و يا در اين جهان هم باينكه مشكلات و ناراحتىها به آسايش و خوشىها تبديل شود كه صبر مفتاح و راه‌گشاى فرج است امير مؤمنان عليه السّلام فرمود . هر چه دائره شدت و ناراحتيها تنگ‌تر گردد فرج و گشايش نزديكتر خواهد شد . در عين حال كراهت و ناراحتى از پيش آمدها موجب زيادتى مصيبت خواهد شد . چون نارضايتى باعث فوت اجر و پاداش است كه خود مصيبت ديگرى است . علاوه احساس ناراحتى كه موجب حزن و اندوه قلبى است نيز مصيبت بزرگى است . و از اين جهت گفته شد . مصيبت صبركننده يكى است ولى مصيبت كسى كه بىتابى مىكند دو تا است . بلكه با كمى دقت ميتوان گفت مصيبتش از چهار جهت است . 1 - مصيبت اصلى و اولى 2 - از دست دادن اجر و پاداش 3 - ناراحتى و غصه و اندوه قلبى 4 - شماتت و سرزنش دشمنان و لذا گفته شد . صبر و تحمل و مقاومت در برابر مشكلات . خود مصيبتى و غصه‌اى است براى دشمن شماتت‌گر . 8 - كافى از محمد از احمد از ابن سنان از ابى الجارود از اصبغ كه از امير مؤمنان صلوات اللَّه عليه فرمود : الصبر صبران صبر عند المصيبه حسن جميل و احسن من ذلك الصبر عند ما حرم اللَّه عليك و الذكر ذكران ذكر اللَّه عز و جل عند المصيبه و افضل من ذلك ذكر اللَّه عند ما حرم عليك فيكون حاجزا . فرمود صبر در دو مورد است 1 - صبر و تحمل بهنگام مصيبت و مشكلات 2 - و بهتر از آن صبر بهنگام برخورد با عمل حرام است . ذكر و در ياد حق بودن هم در دو مورد است 1 - به ياد خدا و پاداش الهى بودن هنگام مصائب 2 - به ياد حق بودن در كنار عملى كه خدا حرام نموده تا اين ياد الهى مانع انسان شود و اين افضل و برتر است . توضيح لفظ صبر خبر مبتدا ، محذوف است يعنى احدهما و حسن هم خبر مبتداء محذوف است يعنى هو و احتمال دارد كه صبر مبتداء باشد و حسن خبر او باشد كه اين جملهء استينافى و بيانى باشد . ولى ذكر اللَّه فقط خبر مبتداء محذوف است يعنى احدهما فيكون يعنى ذكر و ياد الهى مانع و حاجز از فعل حرام شود و فاء هم بيانيه است . 9 - كافى از ابى على . . . از عرزمى از حضرت صادق عليه السّلام كه رسول خدا ( ص )