العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
68
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
انجام دهى و آن اين است كه در مقابل بدى او احسان به او نمائيد . ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ . فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ . يعنى اگر چنين كردى آن دشمنى كه در مقابل تو و با تو طرف است دوست مهربانى خواهد شد و ما يلقيها اين خصلت و اين صفت را كه احسان در مقابل بدى باشد بدست نمىآورد إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا مگر افراد صابر و شكيبا كه خود را از انتقام و كيفر باز مىدارند وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ و نميرسد به اين صفت مگر كسى كه بهرهء بزرگى از خير و كمالات نفسانى داشته باشد . و گفته شد حظ عظيم يعنى بهشت لقاه الشيء يعنى او را به آن شخص داد . حتى نالوه بالعظائم يعنى نسبت دروغ و جنون و سحر و غيره به حضرت پيغمبر داده و افتراء و تهمت به او بستند انك يضيق صدرك كنايه از غم و اندوه حضرت است بِما يَقُولُونَ گفتارهاى شركآميز آنان و يا طعن و استهزاء به حضرت و به قرآن فسبح به حمد ربك با حمد و سپاس خدا را از اين گونه نسبتهاى شركآلود منزه و پاك بدان و يا اينكه - اى رسول گرامى براى رفع غم و اندوهى كه به تو ميرسد به خدا متوجه باش و تسبيح و حمد او را بجاى آور كه حمد و تسبيح غم و اندوه را بر طرف مىسازد وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ سجده شكر براى چنين توفيقى و براى رفع غم و اندوه بجاى آور و يا كنايه از نماز است . يعنى از نمازگزاران باش كه در نماز تمام علقهها و ارتباطات از غير خدا قطع مىشود . إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ضمير انه ضمير شان است يعنى قضيه اين است كه تو از اثر گفتارهاى آنان كه ميگويند شاعرى مجنونى ساحرى و امثال اينها اندوهناك ميشوى فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ . مرحوم طبرسى گفته در معناى اين آيه به چند وجه اختلاف شده است و چند نظر داده شده 1 - اين كفار حقانيت و صدق تو را ميدانند و بحسب باطن و عقيده درونى تو را تكذيب نميكنند گرچه از نظر عناد و لجاجتى كه دارند با زبان اظهار تكذيب مىنمايند و اين وجه نظريه اكثر مفسران است و مؤيد اين وجه روايتى است كه نقل شده رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله با ابو جهل روزى برخورد كرد و ابو جهل با حضرت مصافحه نموده و اظهار محبت و ارادت نمود مشركان از اين عمل تعجب كردند و توضيح خواستند ابو جهل گفت به خدا سوگند من ميدانم و يقين دارم كه او بر حق است و راست ميگويد ولى آنچه كه مانع تسليم و اظهار ايمان من است اين است كه فكر ميكنم ما تا چه وقت بايد تابع فرزندان عبد مناف باشيم ؟ پس از قضيه اين آيه نازل شد . 2 - اينكه كفار و مشركان دليل و منطقى براى تكذيب تو ندارند و نمىتوانند با حجت و برهان قرآن را باطل نمايند و دليل و مؤيد اين وجه روايتى از على عليه السّلام است كه آن حضرت اين جمله را كه قرائت ميفرمود لا يكذبونك بدون تشديد مىخواند و به عنوان