العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
42
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
بيان اينكه مثلا " گفته مىشود . من حق فلانى را اداء نمودم يعنى احسانش را جبران نموده و من هم احسانى نظير احسان او به او كردم . و البته منظور در اين حديث شكر تفصيلى نعمتهاى خدا است كه هر نعمتى جدا جدا و تفصيلا " به نظر آورده و شكر او را بجا آورده كه اين از جهاتى امكان ندارد . 1 - نعمتهاى الهى غير متناهى است و چون احصاء و شمارش آنها امكان ندارد پس شكر تفصيلى آنها را نميتوان انجام داد . 2 - هر عملى كه انجام دهيم بالاخره با اعضاء و جوارح و با نيرو و قدرتى كه در - اختيار داريم انجام ميدهيم و تمام اينها نعمت و موهبتى است كه او عنايت فرموده و همچنين است اطاعات و عبادات و بالنتيجه نعمت در برابر نعمت قرار ميگيرد نه شكر در برابر نعمت . 3 - توفيق شكرگزارى خود نعمتى است كه با لطف او بدست آمده و اگر بنا شود در مقابل هر نعمتى شكرى شود موجب تسلسل است و بالاخره انسان از شكر نعمت عاجز و ناتوان خواهد شد . و گفتار موسى عليه السّلام در اين حديث قابل انطباق با وجه دوم و سوم است . و نظير اين مقاوله و گفتار موسى عليه السّلام از حضرت داود هم رسيده است كه داود عرضه داشت . پروردگارا چگونه ميتوانم سپاسگزارى تو را بنمايم با اينكه قدرت و توانائى من بر سپاسگزارى ممكن نيست مگر بوسيلهء نعمت ديگرى كه به من عنايت فرمائى . خداوند متعال وحى فرمود . اكنون كه چنين معرفتى يافتى و اعتراف دارى كه موفقيت به شكر و سپاس به وسيلهء نعمت تازه ديگرى بايد باشد شكر و سپاس مرا اداء كردى . 23 - كافى با همان اسناد از اسماعيل بن فضل كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : صبحگاهان و شامگاهان ده مرتبه چنين بگو . اللهم ما اصبحت بى من نعمه او عافيه في دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك لك . لك الحمد و لك الشكر بها على ارب حتى ترضى و بعد الرضا فانك اذا قلت ذلك كنت قد اديت شكر ما انعم اللَّه عليك في ذلك اليوم و في تلك الليلته . ايضاح ما اصبحت بي اصباح يعنى وارد شدن در صبحگاه گاهى هم اين جمله به معناى ( هر وقت ) به كار ميرود و بنا بر معناى اول ذكر صبحگاه بعنوان مثال است يعنى بهنگام عصر هم ميگويد ما امسيت - البته لفظ ( ما ) موصوله است و به لحاظ تركيب مبتداء است و لفظ ( بى ) از نظر متعلقش حال براى موصول است و لفظ ( من نعمه ) بيان موصول است و چون منظور از موصول ( ما ) نعمت است كه مؤنث است لذا ضمير در اصبحت كه بلفظ ( ما ) راجع است مؤنث آمده است و در بعضى روايات و نسخهها اصبح با ضمير مذكر ( به لحاظ مراعات لفظ ما ) آمده