العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

376

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

39 - خصال خليل بن احمد . . . از جبله افريقائى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود من ضامن هستم يك خانه را در كنار بهشت و خانهء ديگرى در وسط بهشت و خانهء ديگرى در بالاى بهشت براى كسى كه جدال و لجاجت را ترك كند گرچه ذى حق باشد و براى كسى كه دروغ را به كلى حتى موقع شوخى و مزاح ترك كند و براى كسى كه خوش‌اخلاق باشد . 40 - علل الشرائع . از انس بن مالك كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود حبيب من جبرئيل گفت مثل اين دين مقدس اسلام مثل درخت ثابت و استوارى است كه تنهء آن ايمان است و نماز ريشهء آن و زكات آب آن و روزه شاخهء آن و حسن خلق برگ آن و خوددارى از حرام ميوهء آن است و بديهى است كمال درخت و ارزش آن بميوهء آنست و همين طور ايمان كامل نميشود مگر با خوددارى از حرام . 41 - علل . حضرت صادق عليه السّلام فرمود هيچ زندگى گواراتر از خوش‌خلقى نيست . 42 - معانى . ابن متوكل از بعض اصحاب كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردم حد خوش‌خلقى چيست ؟ فرمود نرم‌خو و پاكيزه‌سخن و با چهرهء خوب ببرادر خود برخورد كردن . 43 - معانى . در حديث ابى ذر است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود هيچ عقلى مانند تدبير و انديشيدن و هيچ پرهيزكارى مانند خوددارى از حرام و هيچ حسب و نسبى مانند حسن خلق نيست . 44 - امالى طوسى . مفيد . . . از عبد اللَّه بن محمد . از حضرت صادق از پدر از جدش عليهم السّلام كه پيامبر فرمود كامل‌ترين مؤمنان خوش‌خلق‌تر آنان است . 45 - امالى طوسى در وصاياى امير مؤمنان به امام مجتبى عليهم السّلام است كه هيچ حسب و نسبى مانند خوش‌خلقى نيست . 46 - امالى طوسى . از ابى ذر كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود از خدا بپرهيز هر جا كه هستى و با مردم خوش خلق باش و اگر بدى كردى دنبالش براى محو آن عمل نيكى انجام بده . 47 - امالى طوسى . ابن مخلد . . . از ابى هريره از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود كامل - ترين مؤمنين از لحاظ ايمان خوش‌خلق‌تر آنها و بهترين شما بهترين به حال زنان است . 48 - امالى طوسى از جابر بن عبد اللَّه كه عباس به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله عرض كرد جمال و زيبائى مرد بچيست ؟ فرمود بگفتار حق . عرضه داشت كمال چيست ؟ فرمود تقواى الهى و حسن خلق . 49 - خصال و امالى از پدرش . . . از زيد بن على از حضرت سجاد عليه السّلام در حديث طولانى كه سه نفر به لات و عزى سوگند ياد كردند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را بقتل برسانند . امير مؤمنان عليه السّلام به تنهائى به طرف آنها رفت و يكى از آنها را كشت و دو نفر ديگر را اسير