العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
331
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
ميگيرد حياء و شرم است سپس مورد خشم و غضب خدا قرار ميگيرد و پس از اين صفت امانت را از او سلب مينمايد و سپس صفت رحمت را و پس از اين لباس اسلام و ديانت را او برميدارد و شيطان لعينى مىشود و بعدا يعنى ارتكاب قبائح و زشتيها يكى پس از ديگرى منتهى بشيطنت و تمرد ميگردد و كسى كه نسبت به خدا حالت شيطانى و تمرد به خود بگيرد خداوند لعنتش مىكند . 18 - خصال . ابن وليد . . . از ابن جهم از امام هفتم عليه السّلام كه فرمود . از مثلهاى انبياء و پيامبران نمانده جز يك كلمه و آن اين است . هنگامى كه حياء را كنار گذاشتى ديگر هر چه كه ميخواهى بكن . و اين كلمه در بارهء بنى اميه تحقق پيدا كرد ( اينها چون حياء را رها كردند و جنايت بارزترين كارها را كردند ) . 19 - مصباح الشريعه . امام صادق عليه السّلام فرمود . حياء نورى است كه جوهر و حقيقت آن سرچشمهء ايمان است و تفسير و شرح و بيانش آب كردن و نابود نمودن هر چيزى و هر عملى كه توحيد و شناخت حق با آن سازش ندارد . پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود . حياء به ايمان است كه حضرت ايمان را به حياء و حياء را بايمان مقيد فرموده هر دو بستگى بهم دارند و صاحب حيا سر تا پا خير و خوبى است و كسى كه داراى حيا نيست سر تا پا شرم و بدى است هر چند عبادت و پرهيزكارى داشته باشد . و قدم و نامى - در ميدان هيبت و عظمت با احساس حياء و شرم از خدا برداشته مىشود از عبادت هفتاد سال بهتر است . و بىشرمى و وقاحت ريشهء نفاق و دشمنى و كفر است . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود . وقتى كه حياء را كنار گذاشتى هر گونه عملى كه انجام دهى خواه خوب باشد يا بد تو در مقابل آن كيفر خواهى داشت . و حزن و اندوه و همچنين ترس و خوف از خدا موجب ازدياد و قوى شدن حياء مىشود . و حياء جايگاه خشيت از حق است . پس اول منشأ حياء احساس هيبت و عظمت حق است و صاحب حياء به كار خود مشغول و از مردم دنيا بدور و از آنچه كه آنها به آن سرگرم هستند منزجر است و صاحب حياء طورى است كه اگر مردم با او كارى نداشته باشند با هيچ كس آميز و مجالست نميكند . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده است هنگامى كه خداوند براى بندهاى خير و خوبى بخواهد او را نسبت بمحاسن و كارهاى خويش غافل و بىتوجه نموده ولى كارهاى بدش را در مقابل چشمش هميشه مجسم مينمايد و او را از همنشينى با كسانى كه از ياد و ذكر خدا اعراض نمودهاند بىميل و متنفر ميگرداند . و حياء بر پنج نوع است 1 - حياء و شرم از گناه 2 - حياء تقصير و كوتاهى در عبادت 3 - حياء بزرگوارى 4 - حياء محبت به خدا 5 - حياء از هيبت و عظمت الهى . و براى هر يك از اينها اهلى و اشخاصى و براى اهل اين مراتب درجه و حد معينى است .