العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

287

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

كرد . اگر برادر دينى تو غائب باشد او را به بهترين وجه ياد كن بهتر از آن وضعى كه دوست دارى تو را در نبودنت يادآور شوند و بدان كه عمل و كار آزرنده اين است و كارها و اعمال تو مانند اعمال كسى باشد كه ميداند در مقابل اعمال نيك و بدش كيفر و پاداش خواهد داشت . 47 - اختصاص . امير مؤمنان عليه السّلام بفرزندش محمد بن حنفيه فرمود . آنچه را كه نميدانى نگو و همه آنچه را كه ميدانى مگو . 48 - اختصاص . حضرت صادق از پدرش عليهما السّلام كه عيسى بن مريم عليهما السّلام فرموده خوشا به حال كسى كه سكوتش انديشه و تفكر و نگاهش عبرت و پندگيرى باشد و خانه مسكونى او ( به ميزان نيازش ) وسعت داشته باشد و بر خطا و گناهش بگريد و مردم از دست و زبانش در امان باشند . 49 - اختصاص حضرت رضا عليه السّلام فرمود . چقدر زيبا است سكوتى كه از جهت ناتوانى و خستگى نباشد و پرحرفى است كه لغزشهائى دارد در كتاب مشكاة الانوار از موسى بن جعفر عليه السّلام نيز چنين نقل شده است . 50 - اختصاص داود رقى از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود سكوت گنجى است زياد و زينت شخص حليم و بردبار و پوشش عيوب نادان است . 51 - اختصاص حضرت رضا عليه السّلام فرمود . سكوت درى است از درهاى حكمت و دانش و او عامل جلب محبت و دليل هر خير و خوبى است و فرمود . از علامات و نشانه‌هاى فقه و فهم حلم و بردبارى . علم و دانش . سكوت و خاموشى است . خواهى داشت . و حزن و اندوه و همچنين ترس و خوف از خدا موجب ازدياد و قوى شدن حياء مىشود . و حيات جايگاه خشيت از حق است . پس اول منشأ حياء احساس هيبت و عظمت حق است و صاحب حياء به كار خود مشغول و از مردم دنيا بدور و از آنچه كه آنها به آن سرگرم هستند منزجر است و صاحب حياء طورى است كه اگر مردم با او كارى نداشته باشند با هيچ كس آميزش و مجالست نميكند . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده است هنگامى كه خداوند براى بنده‌اى خير و خوبى بخواهد او را نسبت بمحاسن و كارهاى خويش غافل و بىتوجه نموده ولى كارهاى بدش را در مقابل چشمش هميشه مجسم مينمايد و او را از هم‌نشينى با كسانى كه از ياد و ذكر خدا اعراض نموده‌اند بىميل و متنفر ميگرداند . و حياء بر پنج نوع است 1 - حياء و شرم از گناه 2 - حياء تقصير و كوتاهى در عبادت 3 - حياء بزرگوارى 4 - حياء محبت به خدا 5 - حياء از هيبت و عظمت الهى . و براى هر يك از اينها اهلى و اشخاصى و براى اهل اين مراتب درجه و حد معينى است .