العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
245
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
مسافرت كرد و اعرورى قبيحا يعنى كار زشتى را مرتكب شد و فرسا يعنى اسب برهنه را سوار شد و نعاوى يعنى ما اسب برهنه را سوار ميشويم و معناى مغارى در اين حديث يعنى آن عبادتكنندگانى كه عبادت خود را بنحو كامل انجام نميدهند و اطاعتكنندگانى كه طاعات را انجام ميدهند ولى نه آن طورى كه در اعلى مراتب باشد بلكه به صورت درجات نازله كه توام با تقصير و كوتاهى مانند كسانى كه اسب را بطور كامل و مرتب بازين و برگ سوار نميشوند بلكه برهنه و بدون زين و ركاب خداوند بهمهء ما توفيق اطاعت به صورت درجهء نهائى و كامل عنايت فرمايد ( تمام شد گفتار مرحوم ميرداماد ) . و شايد ايشان از توجه و دقت در اين حديث و غير اين حديث كه بعدا " در باب معارين خواهد آمد غفلت نموده كه اينها همه صراحت دارد در اين كه اين لفظ از ريشهء عاريه گرفته شده كه همان معناى غير استوار بودن است . و اما جمله الا من عصمه اللَّه منظور انبيا و اوصياء و ائمه معصومين عليهم السّلام است كه به هيچ نحو كوتاهى در عبادت ندارند و در نهايه حد امكان مراعات مينمايند گر چه آنان نيز به جهت اظهار عجز و نقصان وجود امكانى خود را مقصر ميشمارند . كه هر چه هم عبادت كنند باز هم اعمال خود را در قبال نعمتهاى الهى و فضل و كرمش اندك و نارسا مىبينند . و معناى ديگرى براى اين جملهء گفته شده است به اين معنا كه همه مقصرند مگر آنهائى كه خدا آنان را از تقصير نگهداشته چون خودشان اعتراف بتقصير دارند . 15 - كافى از محمد بن يحيى . . . از حسن بن جهم كه گفت شنيدم از حضرت ابى الحسن عليه السّلام كه ميفرمود . مردى در بنى اسرائيل چهل سال خدا را عبادت نمود سپس قربانى خود را كه انجام داد قبول نشد . به خود گفت اين شقاوت و مصيبت جز از ناحيه خودم نيست و گناه و جرمى بجز از همين نفس خبيث نيست . خداوند به او وحى فرمود . اين توبيخ و سرزنش خودت از آن عبادت چهل ساله بهتر است . بيان قربان بضم قاف آن چيزى را كه او را وسيله قرب و نزديكى به حق قرار دهى هر چه باشد شتر يا غير آن و در زمان بنى اسرائيل علامت و نشانهء قبول قربانى اين بود كه آتشى از آسمان مىآمد و آن قربانى را ميسوزانيد . و اما اينكه گفته شده در حديث كه خداوند به او وحى فرمود احتمال دارد كه اين مرد خود از انبياء بنى اسرائيل بوده و احتمال دارد كه وحى الهى توسط پيغمبر آن زمان به آن مرد ابلاغ شده باشد علاوه بر اين ممكن است به خود او وحى شده باشد چون دليلى نداريم كه وحى منحصر به انبياء و پيامبران است همچنان كه ظاهر آيهء وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى نزول وحى است بر شخص مادر موسى عليه السّلام . مرحوم طبرسى در ذيل اين آيه گفته منظور از وحى الهام و خاطرهء و فكرى در دل انداختن است و وحى پيامبرى و رسالتى نيست كه فتاده و ديگران چنين گفتهاند . و گفته شد كه جبرئيل