العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
17
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
قلب خود بنگر و بعمق ادعا و حرفهاى خودت دقت كن و ادعا و اظهارات خود را با همان ميزانى كه خداوند در قيامت بر پا ميدارد وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ بسنج و ميزانگيرى كن . اگر نيت و مقصود تو با ادعا و اظهاراتت تعادل و توافق دارد معلوم مىشود صادق و راست هستى و كمترين حد صدق و راستى اين است كه زبان با دل و دل با زبان مخالف نباشد و مثل و داستان صادق و راستگو البته با اين حد صدق و راستى اين است كه زبان با دل و دل با زبان مخالف نباشد و مثل و داستان صادق و راستگو البته با اين حد و توصيفى كه گفته شد نظير كسى است كه در حال احتضار و نزع روان باشد كه او چارهاى جز نزع روح ندارد ( شايد منظور اين است كه چنين شخصى جز صدق و راستى نميتواند و دروغ گفتن براى او امكان ندارد چون راستگوئى مانند طبيعت ثانوى و ماهيت مخصوصى براى او شده است كه به هيچ قيمتى دروغ نميگويد ) 19 - اختصاص شيخ صدوق . . . از صالح بن سهل از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود . هر مسلمانى كه در بارهء مسلمانى سؤالى از او شود و راجع به آن شخص از او توضيحى خواسته شود و اين كس حرف راستى بگويد كه همين حرف راست موجب ضرر و زيانى براى آن شخص شود اين چنين مسلمانى از زمرهء دروغگويان محسوب مىشود . و كسى كه در چنين موردى دروغ بگويد و اين دروغ باعث نفع آن شخص شود چنين شخصى از راستگويان است در نظر خدا . 20 - احتجاج با اسناد تا حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام كه فرمود يكى از مخالفين و دشمنان در حضور امام صادق عليه السّلام از يكى از شيعيان پرسيد . نظر تو در بارهء عشرهء مبشره ( آنان عقيده دارند كه ده نفر از صحابه را رسول اسلام بشارت بهشت داده و بهشتى بودن آنان قطعى است كه من جمله از آنها على عليه السّلام و ابو بكر و عمر و عثمان و عبد الرحمن . . . است ) چيست و عقيدهات در بارهء آنها چگونه است ؟ مرد شيعى در پاسخ گفت من در حق آنها خير و خوبى و عظمت قائلم . كه همين عقيده و گفتارم در بارهء آنان موجب بخشش گناهان و ترفيع درجاتم ميگردد . آن شخص گفت حمد و سپاس براى خدا كه با اين گفتار مرا از بغض و كينهء خود نجات دادى گمان ميكردم تو رافضى هستى و صحابهء را دشمن دارى مرد شيعى گفت بدان هر كس يكنفر از صحابه را دشمن بدارد بر او باد لعنت خداوند . آن شخص با تعجب و ترديد گفت شايد تاويل و توريهاى در گفتار خوددارى . بگو بهبينم نظرت چيست در حق كسى كه آن ده نفر را دشمن بدارد ؟ در پاسخ گفت هر كس با اين ده نفر بغض و دشمنى داشته باشد لعنت خدا و ملائكه و لعنت همهء مردم بر او باد . يك مرتبه آن مرد حركت كرد و بر سر اين مرد شيعى بوسه زد و عذرخواهى نمود