العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
241
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
كنى ؟ و يا اسرارش را فاش و آبرويش را ببرى ؟ و اگر شيطان تو را وسوسه كرد و گفت كه تو از فلانى كه اهل قبله است ( يكى از مسلمين ) برتر و بهتر هستى . اين وسوسه را به اين طريق از خود بر طرف كن كه اگر از تو بزرگتر است بگو كه با ايمان و عمل نيكش بر من سبقت دارد و قبل از من ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده پس او از من بهتر است . و اگر از تو كوچكتر است به خود بگو كه من چون بزرگتر از او هستم پس در سالهاى گذشته معصيتهائى قبل از او انجام دادهام كه او نداده پس او از من بهتر است . و اگر همسال تو است به خود بگو كه من نسبت بگناه خود يقين دارم ولى در باره او شك دارم كه گناهى كرده است يا نه ؟ پس بچه مناسب يقين را رها كرده و شك را بگيرم . و اگر مشاهده نمودى كه مسلمانان تو را احترام و تعظيم مينمايند به خود بگو كه اين لطف و عنايتى است از طرف آنان به من و اگر ديدى كه آنان از تو روگردان و نسبت به تو بىاعتنا هستند به خود بگو كه اين عمل عكس - العمل خود من است لا بد گناه و تقصيرى از من صادر شده است . كه اگر برنامهء زندگى تو اين طور باشد زندگى بر تو آسان و راحت شده و دوستانت زياد و دشمنانت اندك خواهد شد و نيكى و احسان آنان نسبت به تو زياد و در نتيجه خوشحال و خرسند ميشوى و از روگردانى آنان ناراحت نخواهى شد و بدان كه محترمترين افراد در نظر مردم كسى است كه خير و نفعش بمردم برسد و خود از آنان بىنياز و خود نگهدار باشد و پس از اين شخص آن كس محترمتر است كه خود نگهدار باشد و نيازش را بمردم اظهار نكند گر چه در واقع نيازمند به آنان باشد چون مردم دنيا طبعا عشق و علاقهء بمال دارند بنا بر اين آن كس كه راجع بمال كه مورد علاقه آنان است مزاحم آنان نباشد در نظر آنها محترم است و قهرا آن كس كه نه تنها مزاحم نباشد بلكه خير و نفعى هم به آنان برساند عزيزتر و محترمتر است . 6 - كتاب حسين بن سعيد . نضر از محمد بن سنان از اسحاق بن عمار از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود . شخص عالم و دانشمندى عابدى را ملاقات كرد و از او پرسيد . وضع نماز شما چگونه است ؟ عابد با يك حالت عجب و خودبينى گفت . از نماز من سؤال ميكنى با اينكه من مدتها است مشغول عبادتم ؟ عالم گفت گريه شما چگونه است ؟ گفت من به حدى گريه ميكنم كه اشك چشمم جريان پيدا مىكند . عالم گفت خندهء تو در حال خوف و ترس از خدا بهتر است از گريهء تو در حالى كه فخر كنى و به خود بنازى . كسى كه به عمل خود بنازد اعمالش به طرف خدا بالا نميرود اصلا . 7 - همان كتاب نضر از ابن سنان از موسى بن بكر از زراره از حضرت صادق عليه السّلام كه داود پيغمبر عليه السّلام گفت من امروز عبادتى خواهم كرد و قرائت و تلاوتى خواهم