العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

237

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

گفته‌اند صحيفه‌ها و پرونده‌ها را وزن ميكنند و بعضى گفته‌اند در داخل آن كفه‌ها علامتهائى به نشانه حسنات و علامتهائى به نشانه سيئات آشكار مىشود كه مردم آن نشانه و علامتها را مىبينند و بعضى گفته‌اند صور و شكلهاى زيبائى براى حسنات و شكل و صورتهاى زشتى براى سيئات ظهور مىكند كه اين قول از ابن عباس نقل شده . و بعضى قائل به تجسم عمل شده‌اند كه اعمال در آن عالم مجسم شده و جسميت پيدا مىكند و بعضى گفته‌اند امور و حقائق در هر عالمى بگونه‌اى مىشود مثلا در عالم خواب بعضى از حقايق به صورت و وضعيت مخصوصى است كه در عالم بيدارى به وضع ديگرى است . در آن جهان هم اعمال انسان كه اينجا به صورت عرض است به صورت و وضع ديگرى خواهد آمد ( البته اين قول هم نظير تجسم اعمال است ) و بعضى گفته‌اند شخص مؤمن و شخص كافر وزن ميشوند كه از عبيد بن عمير نقل شده روز قيامت يك شخص عظيم الجثه و بسيار تنومندى را مىآورند ولى وقتى وزنش ميكنند به قدر بال مگسى وزن ندارد . و گفته شده كه ميزان فقط يك عدد است و اينكه به صورت جمع ( موازين ) آمده است باعتبار انواع اعمال و اشخاص است . و گفته شده كه ميزانها به حسب اعمال و اشخاص متعدد است . و در اخبار وارد شده كه ائمه معصومين عليهم السّلام ميزان‌هاى اعمالند . و امكان دارد كه منظور اين باشد كه آنان حاضر در كنار موازين و حاكم در توزين هستند . و منصرف نكردن الفاظ قرآنى از حقايق و معانى و تصرف و تاويل نكردن آنها بدون يك دليل قطعى سزاوارتر است . بالاخره بنا بر قول و اعتقاد به همان ميزان و ترازوى ظاهرى نسبت سبكى و سنگينى از جهت كفه حسنات است پس منظور از سبكى ميزان يعنى كسى كه كفه حسناتش سبك است از لحاظ اينكه كفه سيئات سنگين است . مرحوم طبرسى در تفسير آيه فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ تا آخر چنين گفته است . خداوند متعال در دو موضع حسنات را ذكر فرموده و اسمى از وزن سيئات نبرده . چون معناى وزن يعنى ارزش و اهميت و نظر باينكه گناه كمترين ارج و ارزشى ندارد ديگر وزن و ارزيابى مورد ندارد . حسنات و كارهاى نيك و اطاعت است كه وزن و ارزشى دارد و لذا بايد ارزيابى شود . بنا بر اين معناى آيه تقريبا چنين مىشود . كسى كه از جهت كثرت حسنات و زيادى اعمال نيك داراى ارزش عظيمى است نزد پروردگار . . . و كسى كه از جهت كمى حسنات و اندك بودن اعمال نيكش در نزد خدا كم ارزش و كم ارج باشد . و اما آنچه در بعضى از اخبار آمده كه نسبت خفت و كم وزنى به عمل شر و گناه داده شده است ممكن است از اين جهت باشد كه اعمال شر و گناه چون باعث سبكى كفه حسنات مىشود مجازا نسبت خفت و سبكى بشر داده شده و يا از جهت اينكه گناه باعث و علت سبكى و كم ارزشى و پستى صاحبش مىشود و البته بعيد نيست كه قائل شد باينكه ميزان در