العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
12
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
عباس گفته كه او با مردى وعده و قراردادى گذاشت و آن مرد فراموش نمود و اسماعيل تا يك سال بانتظار او بود تا آن مرد آمد و چنين روايتى از حضرت صادق عليه السّلام رسيد و گفته شده كه سه روز در انتظار آن شخص بود كه مقاتل چنين نظرى داده . و گفته شد كه اسماعيل فرزند ابراهيم قبل از حضرت ابراهيم از دنيا رفت و اين اسماعيل فرزند خرقيل است كه ماموريت تبليغ و رسالت داشت بگروهى و آن گروه اسماعيل را سخت شكنجه دادند پوست صورت و سرش را كندند و خداوند هم انتخاب عذاب آنان را در اختيار اسماعيل نهاد ولى اسماعيل درخواست عفو و بخشش نمود و به ثواب الهى راضى و خشنود شد و عفو و عذاب آنها را به خدا واگذار نمود . و اين روايت را اصحاب ما از حضرت صادق عليه السّلام نقل نمودهاند و حضرت در آخر روايت فرموده كه فرشتهاى از جانب خداوند نزد اسماعيل آمد و سلام خداوند را ابلاغ نمود و يا سلام كرد و گفت من ديدم آنچه در بارهء تو اين قوم انجام دادند و خداوند به من دستور داده كه مطيع تو باشم تو هم به آنچه ميخواهى دستور ده اسماعيل گفت من بحسين بن على عليهما السّلام تأسى ميكنم ( با آن همه آزار و اذيت درخواست عذاب فورى از خداوند ننمود ) . 8 - كافى ابو على اشعرى . . . از ربيع بن سعد كه حضرت باقر عليه السّلام به من فرمود يا ربيع ان الرجل ليصدق حتى يكتبه اللَّه صديقا اى ربيع انسان راستگوئى را روش خود قرار ميدهد تا بمرحله ميرسد كه خداوند او را از صديقين ميشمارد بيان صديق مبالغه از صدق است و يا مبالغه در تصديق و ايمان برسول خدا هم در گفتار هم در كردار و عمل . مرحوم طبرسى در ذيل آيهء إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً مريم 41 ) حضرت ابراهيم 4 صديق بود - يعنى تصديق و ايمانش در امور دين در حد اعلى و اكمل بود و گفته شده يعنى حضرت ابراهيم در اخباراتش از خداوند در حد اعلاى از صدق و راستى بود . راغب در مفردات گفته صدق و كذب در بارهء گفتارها به كار ميرود چه در بارهء قضاياى گذشته و يا آينده و مطالب آينده هم چه در مورد وعدههاى انسان و يا در غير مورد وعده و در نظر اولى و قصد ابتدائى فقط در مورد گفتارهاى خبرى استعمال مىشود و در غير مورد خبر دادن به كار نميرود البته بطور عرضى تبعى در غير خبر از انواع گفتار استعمال مىشود و تحقق مييابد از قبيل استفهام - امر - دعاء - مثلا گويندهاى سؤال مىكند آيا زيد در خانه است كه اين جمله گر چه استفهام است و غرض اولى سؤال از محل زيد است ولى در ضمن همين سؤال خبر ميدهد كه من