العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

182

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

اخبار اين باب 1 - معانى الاخبار - خصال - امالى صدوق - حسن بن عبد اللَّه بن سعيد . . . از غلاء بن محمد بن فضل از پدرش از جدش از قيس بن عاصم كه گفت من بهمراه گروهى از طائفه بنى تميم خدمت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله شرفياب شدم و صلصال ابن دلهمس خدمت حضرت بود عرض كردم يا نبى اللَّه ما را موعظه كن كه از آن بهره‌مند گرديم چون ما بيابانى هستيم و هميشه در صحرا زندگى ميكنيم و موفق نميشويم زياد خدمت شما برسيم . حضرت فرمود . اى قيس بدان كه با هر عزتى ذلتى است و دنبال اين حيات و زندگى مرگى است و با اين جهان ، جهان آخرت است و براى هر چيز حسابرسى هست و بر هر چيز مراقب و نگهبانى است و براى هر عمل نيكى ثواب و پاداشى و براى هر عمل زشت و گناه عقاب و كيفرى و براى هر اجل و مدتى آخر و نهايتى مقرر است . و چاره‌اى نيست اى قيس كه قرين و همراهى براى تو هست كه با تو در قبر دفن مىشود و او زنده است و تو با او دفن ميشوى و تو مرده هستى . اكنون اگر آن همراه كريم و بزرگوار باشد تو را اكرام نموده و به تو محبت خواهد كرد و اگر لئيم و پست باشد تو را در مقابل عذابها و وحشت‌ها رها خواهد نمود . و در روز قيامت محشور نميشود مگر با تو و مبعوث نخواهى شد تو مگر با او و از چيزى بازپرسى نميشوى مگر از او پس مواظب باش كه او را جز صالح و شايسته نسازى كه اگر صالح و شايسته باشد با او مانوس خواهى شد و اگر فاسد باشد وحشت و ترس تو فقط از او است . و او عمل و رفتار تو است . قيس گفت اى پيامبر خدا دوست دارم اين فرمايش و موعظه پرارزش شما به صورت شعر باشد تا موجب افتخار ما باشد در نزد اقوامى كه نزديك ما هستند و او را ذخيره و توشهء خود قرار دهيم . حضرت دستور فرمود كه حسان بن ثابت شاعر معروف را احضار كنند . صلصال گويد من داشتم فكر ميكردم در انشاء اشعارى كه اين موعظه را متضمن باشد و پيش از رسيدن حسان اشعارى بذهنم آمد . عرض كردم يا رسول اللَّه اشعارى در ذهنم تنظيم كرده‌ام كه فكر ميكنم با اين بيانات شما تطبيق كند و منظور شما تامين شود پس اين ابيات را گفتم . تخير خليطا من فعالك انما * قرين الفتى في القبر ما كان يفعل از افعال و اعمال خود رفيق و دوستى انتخاب كن . همانا قرين و جليس انسان در عالم قبر آن اعمالى است كه انجام ميداد .