العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

135

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

مؤلف . ظاهر عبارات بيشتر مفسرين اين است كه مقصود از مقام امين اقامتگاه اخروى متقين چنين است ولى ظاهر روايت حال دنيوى اين تقوى است و ممكن است مراد هر دو جهان باشد البته روايت هم اباء از اين معنا ندارد . و شايد مقصود ايمنى از ضلالت و گمراهى و سرگردانى و حوادث و وقايع گمراه‌كننده در دنيا و ايمنى از جميع بلاها و گرفتاريها و عقوبتها در آخرت باشد و همچنين آيهء أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ كه اولياء الهى را پس از هدايت خوف ضلالت و احتمال گمراهى نيست و از مصائب دنيوى هم محزون و ناراحت نميشوند چون ميدانند عواقب و نتايج اين مصائب خوب است و البته اين احتمال هم در آيهء اولى هست كه خداوند متعال اهل تقوا و اطاعت‌كنندگان را كه توكل بر او دارند از اكثر مصائب و مشكلات و از حوادث ناگوار نگهدارى مىكند و آنان را بر دشمنان پيروز ميفرمايد همچنان كه اكثر انبياء و اولياء بر فرعونها و طاغوتها پيروز شدند و البته ممكن است برخى از اوقات به منظور پاره‌اى از مصالح مغلوب هم بشوند و اين با آن قانون كلى منافات ندارد . 5 - كافى از عده مشايخ . . . از ابن حلال از على بن سويد از موسى بن جعفر عليهم السّلام كه گفت از حضرتش سؤال نمودم در بارهء اين آيه - وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ - فرمود . توكل داراى درجات و مراتبى است كه من جمله از آن مراتب اين است كه در كليه كارهاى خود توكل و اعتماد بر او داشته و آنچه كه در بارهء تو انجام دهد راضى و خشنود باشى و علم و يقين داشته باشى كه هيچ گونه از خير و فضل و كرم در حق تو كوتاهى نخواهد كرد و بدانى كه حكم و فرمان در اين گونه امور از آن او است . پس بنا بر اين با واگذار كردن كار به او بر او توكل نموده و در اين كار و تمام كارها به او اعتماد داشته باش و يا در كارهاى خود و در كارهاى بستگان خود به او اعتماد كن . بيان . حلال كه در سند اين روايت است با تشديد يعنى فروشنده حل بفتح باء به معناى روغن كنجد ( فروشندهء روغن كنجد ) وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ - يعنى كسى كه كارهاى خود را به خدا واگذارد و اعتماد بحسن تدبير او و وثوق بتقديرات نيكوى حق داشته باشد خداوند متعال كارهاى دنيوى او را كفايت نموده و پاداش بهشتى به او عنايت ميفرمايد و او را از نياز و احتياج به ديگران بىنياز ميگرداند و حضرت كه اشاره بدرجات و مراتب توكل فرموده ظاهرا اين مرتبه‌اى كه بيان نموده آخرين مراحل توكل است و درجات ديگرش اين است كه مثلا در قسمتى از امور خود توكل بر خدا بنمايد و در قسمت ديگر داراى توكل نباشد و تعدد مراتب و مراحل توكل به لحاظ كم و زيادى كارهائى است كه در آنها توكل مىكند يعنى هر چه در كارها بيشتر توكل داشته باشد توكلش قوىتر و شديدتر و هر چه كمتر باشد ضعيفتر است و اينكه فرمود به آنچه كه در باره تو انجام دهد راضى باشى . بيان آثار و لوازم توكل است . و