العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
85
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
و سنت نباشد به كار برده مىشود مانند مذهبهاى باطل مخالفين و آراء و نظريات و بدعتهاى آنان كه آنها همه از جهت پيروى از هواى نفس و متابعت از افكار باطله بر خلاف حق پديد مىآيد همان طورى كه آيات قرآنى كه قبلا ذكر شد شاهد و دليل اين مطلب است . بنا بر اين اگر از هواى نفس بطور كلى و مطلق مذمت و نكوهشى شده يا از اين جهت است كه اكثر خواستههاى نفسانى بر خلاف ديد و حكومت عقل و خرد است و چون غالبا هواى نفس بر خلاف عقل و شرع است در لسان آيات و اخبار بطور اطلاق و عمومى و كلى مورد نكوهش قرار گرفته است و يا اينكه منظور از ( نفس ) آن نفسى است كه عادت بزشتى دارد و انسان را ببدى و فساد دعوت مىكند كه از چنين نفسى در قرآن تعبير بنفس اماره بسوء شده همچنان كه فرموده ( مسلما نفس سركش ببدىها فرمان ميدهد مگر اينكه لطف خداوند شامل حال شود و انسان را يارى نمايد يوسف 53 ) - نه اينكه منظور تمام اقسام و مراتب نفس باشد چون نفس لوامه و يا مطمئنه كه قطعا نكوهيده نيست بلكه با ارزش و مورد تجليل و تكريم است - و يا اينكه لفظ هوى بحسب استعمال شرعى اسم شده براى حالت بد و معصيت و گناه و امور زشت كه مورد خواهش نفس است و همين طور آراء و آئينها و مذاهب باطل كه بر پايه تمايلات ناروا و افكار فاسد است نه بر اساس برهان و استدلال حق و صحيح . توضيح جملهاى كه در اين روايت بود ( هيچ دشمنى براى مردان سرسختتر از نفس نيست ) اينست كه هر دشمنى غير از نفس تبهكار اگر فرضا زيانى به انسان برساند زيانش مربوط بدنياى انسان و منافع مادى فانىشونده است ولى ضرر و زيان نفس راجع بآخرت است كه اصلا پايانى ندارد و باقى است . و باز جملهاى در روايت كه محصول زبان را هم از دشمنان شمرده بود ( حصائد السنتهم ) در كتاب نهايه روايتى در اين باره نقل كرده است به اين تعبير كه و هل يكبّ النّاس على مناخرهم في النّار الّا حصائد السنتهم يعنى آيا جز درو شده و محصول زبانها چيز ديگرى مردم را با چهره و صورت در آتش برو ميافكند يعنى همان سخنان بيهوده و زيان بار كه بوسيله آنها را بريده و جدا كرده مرتب مينمايند حصائد جمع حصيده است سخنان تشبيه شده بزراعت درو شده و زبان و مخارج و مقاطع حروف تشبيه شده به داسى كه زراعت بوسيله او چيده و درو مىشود . طيبى گويد حصائد زبانها يعنى سخنان قبيح و زشت آنان مانند كفر و نسبت زنا دادن و غيبت . جوهرى گويد حصدت الزّرع و غيره و احصده حصدا زراعت را چيدم ( مجرد و مزيد فيه ) و زراعت را محصود و حصيد و حصيده گويند و حصائد السنتهم كه در حديث آمده منظور سخنان ياوه و بيهودهاى است كه در باره مردم گفته مىشود و با زبان بر آنها