العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

80

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

و از اين قرار است آن حديثى كه نقل شده ( مؤمن برادر مؤمن است يكف عليه ضيعته يعنى زندگى برادر خود را جمع نموده و مرتب مينمايد ) و در حديث سعد چنين آمده كه فرموده ( من مىترسم براى بازماندگان ضيعة را يعنى تباهى و تلف شدن را ) و اما توضيح لفظ ضيعته اين لفظ و لفظ ضياع هر دو مصدر است با تفاوت اينكه ضيعته مصدر عددى است يعنى يك بار . اين اصل معناى لغوى است ولى در غير معناى مصدرى هم به كار برده مىشود . ضيعة الرجل يعنى زندگى و كسب و كار انسان مثل حرفه و صنعت و يا تجارت و زراعت و غير اينها و از اين نمونه است آن حديث . افشى اللَّه ضيعته يعنى خداوند معيشت و كسب و كار او را فراوان نمايد . تمام شد مطالب و توضيحات كتاب لغت نهايه در باره اين دو لفظ كفف و ضيعته و اكنون من ميگويم اين جمله ( الا كففت عليه ضيعته ) احتمال دارد به چند وجه معنا شود . 1 - همان معنائى كه از نهايه نقل شد يعنى من ( خداوند ) جمع نموده و مرتب و منظم مينمايم زندگى و معيشت او را و اينكه با لفظ على متعدى شده چون معناى بركت را ( در معيشت و زندگيش بركت قرار مىدهم ) و يا معناى شفقت و مهربانى را ( در زندگى او بر او مهربانى ميكنم ) در بر دارد . يا اينكه على به معناى الى باشد همان طورى كه در نهايه ابن اثير اشاره دارد كه در اين صورت هم باز بايد معناى جمع و انضمام را در بر داشته باشد . 2 - اينكه ( كف ) به معناى منع و جلوگيرى باشد و ( على ) به معناى ( عن ) و ( ضيعته ) به معناى ضايع شدن و تباهى باشد . يعنى من ( خداوند ) باز ميدارم جان و مال و اولاد او را و تمام چيزهائى را كه متعلق به او است از ضايع شدن و تباهى و خرابى و شاهد اين وجه و معنا روايتى است كه خواهد آمد و صدوق رحمة اللَّه عليه نقل كرده ( و كففت عنه ضيعته ) كه با ( عن ) نقل كرده . 3 - آنچه كه بعضى از اهل تحقيق گفته و ديگران هم پسنديده و تبعيت نموده‌اند كه كفاف در اينجا به معناى مقدار نياز و احتياج است يعنى زندگى مبارك و سعادت بخش به مقدار حد اقل نياز به او خواهم داد البته اين معنا بحسب استعمال لغوى بعيد است و اما توضيح جمله ( ضمّنت السّماوات ) اين لفظ صيغهء فعل متكلم وحده از باب تفعيل است يعنى آسمان و زمين را ضامن رزق و روزى او مينمايم . كنايه از اين كه اسباب و وسائل روزى او را چه آسمانى و چه زمينى مرتب و منظم مينمايم و بعضى اين فعل را به صورت مفرد مؤنث غائب و ثلاثى مجرد ( ضمنت ) ميخوانند و كلمه السماوات را مرفوع بعنوان فاعل فعل مينمايند يعنى آسمان و زمين خودشان ضامن روزى هستند اين هم معناى بعيدى است ( گر چه بعيد نيست مانند جمله بعدى ( اتته الدّنيا