العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

70

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

از دستورات و اوامر الهى و دهنه باز دارنده از نواهى او براى نفس خويش قرار بده ( كه هميشه به طرف انجام اوامر كشيده شود و از حرامها و گناهان باز داشته شود ) و با كمال مراقبت سوق و حركتش را كنترل نموده و منظم نما مانند كسى كه مركب تند رو را تربيت نموده كه هيچ گامى بر نميدارد مگر ابتدا ، و انتهايش را حساب كرده و سير و حركتش را در نظر دارد و رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به حدى در عبادت كوشا بود و بقدرى نماز ميخواند كه پاهاى مباركش ورم كرده و آماس مينمود و در پاسخ اصحاب ميفرمود آيا نبايد بنده سپاسگزارى باشم البته منظور حضرت توجه دادن امت بود بوظايف خود بنا بر اين هيچ گاه از جديت و كوشش غفلت و مسامحه ننمائيد و در هيچ حال از عبادت و بندگى و زحمت و سعى كوتاهى نكنيد . آگاه باش اگر لذت و شيرينى عبادت خدا را درك كنى و خير و بركات آن را ببينى نورانيت و روشنائى او را در خود جلوه گر بدانى لحظه‌اى از آن خوددارى نمىكنى اگر چه بدنت قطعه قطعه شود و هيچ كس از عبادت روى گردان نمىشود مگر اينكه از فوائد و جايزه‌هاى آن كه توفيق و عصمت الهى باشد محروم و بىبهره مانده است به ربيع بن خثيم گفته شد . شما چرا شبها نمىخوابى ؟ پاسخ داد . از شبيخونها و ناراحتىهاى آينده ميترسم . كسى كه از شبيخون و حمله‌هاى غافلگير بترسد نبايد بخوابد . 16 - تفسير امام عسكرى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود آيا خبر ندهم شما را به كسى كه از تمام زيركان زيركتر است و كسى كه از همه احمق‌ها احمق‌تر است ؟ عرضه داشتند . بفرمائيد . فرمود . زيركتر زيركان كسى است كه از خود حساب بكشد و براى جهان ديگر كار كند و احمق‌ترين احمقها كسى است كه دنبال هوا و خواسته‌هاى نفسانى بگيرد و از خدا توقع‌هاى بى جا و آرزوهاى پوچ داشته باشد . مردى در آنجا بامير مؤمنان عرض كرد چگونه انسان از خودش حساب بكشد ؟ فرمود به اين ترتيب كه وقتى صبح مشغول كارها شد و روزش را بپايان رسانيد نفس خويشتن را مورد خطاب و بازپرسى قرار دهد و به او بگويد اى نفس . اين روز گذشته فرصتى بود كه از كف تو رفت و هرگز بر نميگردد و خداوند هم از تو مىپرسد كه اين وقت گرانبها را در چه چيز صرف نمودى ؟ بنا بر اين ( ببينم ) چه عملى در اين روز گذشته انجام داده‌اى ؟ آيا در ياد خدا بوده‌اى و حمد و سپاس نعمتهاى او را بجا آورده‌اى آيا حق برادر دينى خود را ايفا نموده‌اى ؟ آيا گرفتارى او را بر طرف كرده‌اى ؟ و در نبودن او مراقب و سرپرست خانواده و فرزندان او بوده‌اى ؟ آيا بعد از مرگ او در فكر بازماندگان او بوده‌اى ؟ آيا با استفاده از موقعيت و قدرت خود از غيبت و بدگوئى دنبال او جلوگيرى كرده‌اى ؟ آيا براى كمك و يارى مسلمانى قدمى برداشته‌اى ؟ خلاصه چه عملى در اين روز انجام داده‌اى ؟ در بايگانى مغز و ذهن خود