العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
68
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
از جهت رحمت و لطفى كه نسبت بشما دارد ( نخواسته شما را به زحمت و رنج افكند ) نه از جهت فراموشى و توجه نداشتن خدا پس شما خود را در آن گونه چيزها تكليف نكنيد و به زحمت نيفكنيد در امالى مفيد همچنين نقل شده است . 13 - فقه الرضا - حضرت رضا فرمود اين روايت براى ما نقل شده كه سيد و بزرگ ما رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله يكى از ياران خود را كه براى جنگى اعزام فرموده بود بعد از مراجعت از آن جنگ مشاهده فرمود در حالى كه گرد و غبار سفر در او ديده ميشد و اسلحه جنگ را برداشت و به طرف منزل خود ميرفت . پيغمبر فرمود از جنگ كوچك ( پيروزمندانه ) برگشته و بسوى جنگ بزرگتر ميروى - به حضرت عرض شد آيا جهاد و جنگى مهمتر از جنگ با شمشير هست ؟ فرمود آرى جنگ انسان با نفس سركش خود و براى ما روايت شده در تفسير آيه فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ - پند و عبرت بگيريد اى صاحبان بينش - پيش از اينكه شما خود مايه عبرت ديگران شويد و باز اين روايت را دارم - كه ناراحتى در امور دين گناهان انسان را از بين ميبرد و باز روايت شده است كه زمان گرفتاريها وقت بخشش و آمرزش گناهان است و مردى از من سؤال كرد . چه چيز خير و خوبى دنيا و آخرت را براى انسان تامين مىكند ؟ به او گفتم با نفس سركش خود مبارزه كن . 14 - مصباح الشريعه حضرت صادق عليه السّلام فرمود . كسى كه دل خود را از فراموشى و غفلت از ياد حق باز دارد و نفسش را از شهوت و خواستههاى بى جا و عقل و فكرش را از بلاى جهل و نادانى باز دارد ( مراقبت و مراعات اين كارها را بنمايد ) چنين شخصى از گروه بيداران و آگاهان است و كسى كه مراقب باشد در اعمالش و كردارش هواى نفس دخالت نكند ( عملش خالص براى خدا باشد ) و در دين از بدعت و خود راى بودن اجتناب نمايد و اموال خود را از حرام نگه دارد چنين شخصى از صلحا ، و شايستگان است رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود تحصيل علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب و لازم است و اين علم و معرفتى كه بر هر كس واجب است عبارت است از علم نفس و شناخت خويشتن بنا بر اين انسان بايد هميشه در حال شكر و سپاسگزارى باشد يا حالت عذر خواستن و معذرت خواهى داشته باشد به اين معنى كه اگر كارها و اعمالش مورد قبول حق قرار گرفت اين خود فضل و كرمى است و اگر مردود شد و پذيرفته نشد عدالت محض است نه اينكه در حق او ستم شده باشد و حركت در مسير اطاعت و فرمانبرى را با توفيق الهى بداند و همچنين خوددارى از گناه و معصيت را بحفظ و نگهدارى خدا ببيند و البته اساس و پايه اينها همه به اين است كه انسان در خود احساس فقر و نياز به خدا را نموده و محتاج به او بداند و خود را در برابر او ترسان و فروتن ببيند و رمز و كليد اين حالت . بازگشت به خدا و توبه و انابه است با كوتاه كردن