العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
43
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
كمين آنها هستم و از اطراف و جوانب آنان از روبرو و پشت سر از طرف راست از طرف چپ براى اغواء و گمراهى مىآيم سورهء اعراف 16 - 17 ) . و رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود شيطان در تمام راهها و طرق سعادت انسانى نشسته و كمين كرده - در طريق اصل انتخاب دين اسلام وسوسه مىكند و ميگويد : آيا اسلام اختيار ميكنى و دين و سنت نياكان خود را رها ميكنى ؟ انسان مؤمن دست رد به او مىزند و مخالفت مينمايد سپس از راه هجرت مىآيد و ميگويد آيا مهاجرت ميكنى و خانهء و زمين و كسب و زندگى و همسر خود را رها ميكنى ؟ باز هم به او بىاعتنائى كرده و مخالفت مينمايد . سپس موقع جنگ از راه جهاد وارد مىشود و ميگويد آيا ميخواهى به صحنهء جنگ به روى و جان شيرين و اموال خود را از دست بدهى ؟ ميروى براى جنگ و كشته ميشوى همسرت در اختيار ديگران قرار ميگيرد و ثروتت بدست ديگران مىافتد باز هم مؤمن او را طرد كرده و براى جهاد حركت مىكند . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كسى كه چنين كند و در تمام اين مراحل ثبات و استقامت ورزد حق بزرگى بر خدا پيدا مىكند كه او را داخل بهشت نمايد . در اين حديث پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله معناى وسوسه را بيان كرده بنا بر اين توضيح وساوس شيطانى براى انسان كاملا روشن و محسوس است و هر خاطرهاى كه در قلب پيدا مىشود مسلما سبب و علتى ميخواهد و نامى دارد كه معرف او است و نام علت آن خاطرهء بد شيطان است و ممكن نيست انفكاك و جدائى كسى از شيطان و فقط از جهت تمرد و متابعت با هم اختلاف دارند ( گروهى تابع شيطان و گروهى متمرد ) و لذا پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود هيچ كس نيست مگر اينكه براى او شيطانى است . و با اين بيان روشنگر معناى وسوسهء و الهام - ملك و شيطان - توفيق و خذلان كاملا واضح و روشن گرديد و بعد از اين توضيحات ديگر بحث و نظر در اينكه ذات و ماهيت شيطان چيست آيا جسم لطيف است يا اساسا جسم نيست و اگر جسم است چگونه ميتواند در بدن انسان داخل شود بىمورد است و در علم اخلاق و رفتار و اعمال انسانيت نيازى به اين گونه بحثها نيست بلكه كسى كه در اين بحثها وقت خود را صرف مىكند نظير كسى است كه مار گزندهاى داخل لباسهايش رفته و او الآن بايد در صدد رفع و جلوگيرى از نيش زهر آگين او باشد . بجاى اين كار مشغول بحث از رنگ مار و طول و عرض او بشود و اين گونه بحث عين جهل و نادانى است چون هر چه هست در حال حاضر انسان با خاطرات خطرناك زيان بار مواجه و دست بگريبان است و معلوم شد كه بالاخره شيطان علت و سبب پيدايش وسوسهها است و معلوم شد نيز چيزى كه انسان را به ضرر و زيان مهم و قابل احتراز سوق ميدهد ( هر چه هست و هر كه هست ) بالاخره دشمن است بنا بر اين دشمن بودنش روشن