العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

249

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

آنان خواهد شد چون قبلا معلوم شد هر دلى كه در آن شك و شركى باشد از درجه اعتبار ساقط است و شك و شرك هر دو بدعت و افتراء بر خدا و رسول است و اين آيه بر فرض كه در باره گروهى نازل شده باشد شان نزول موجب اختصاص اين حكم به آن گروه نميشود و اين وعيد و غضب هر كسى را كه مانند آنها باشد شامل است ( پس بايد مراقب اخلاص باشند ) . وجه چهارم نيز در نظر ما هست و آن اينكه اخلاصى كه در اين حديث هست اختصاص به خلوص عمل از رياء نيست ، بلكه منظور اخلاص ايمان و عمل از رياء و از بدعت و از هر چه كه مانع از قبول باشد بنا بر اين حضرت آيه شريفه را براى يكى از اقسام آن ( خلوص از بدعت ) تلاوت فرموده . 8 - خصال . . . ابن ابى يعفور از حضرت صادق عليه السّلام نقل مىكند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در سرزمين منى در سفر حجة الوداع سخنرانى كوتاهى براى مردم در مسجد خيف ايراد فرمود . حمد و ثناء الهى را بجا آورد سپس فرمود : خداوند خوشحال و مسرور بدارد آن بنده‌اى را كه گفتار مرا شنيده و ضبط نمايد و بافرادى كه حاضر نيستند و نشنيده‌اند ابلاغ كند . چه بسا فقيه و دانشمندى كه از دانش خود بهره‌اى نبرده و چه بسا افرادى كه بار علم و فقه را بدوش كشيده و بسوى كسانى كه فقيه‌تر و آگاه‌تر از او هستند حمل مىكند و به آنان تقديم ميدارد . سه چيز است كه قلب مسلمان در باره آنها خيانت نميكند و مراقبت بر آنها را از وظائف حتمى خود ميداند ( 1 ) اعمال و عبادات خود را از هر گونه انگيزه غير الهى پاك و خالص نموده و فقط براى خدا انجام دهد ( 2 ) نسبت بپيشوايان و رهبران مسلمين كمال صميميت و خيرانديشى را داشته باشد ( 3 ) . و با جامعه ملت مسلمان كمال همكارى و پيوستگى را مراقب باشد چون هر گونه دعوت و پيشنهاد و تبليغى كه از طرف مسلمين باشد منطقى است كه مربوط به همه افراد است و تمام افراد مسلمين برادر و برابر و خون و جان همه آنها در يك سطح و مساوى با هم است و هر گونه تعهد و پيمانى كه يك فرد از مسلمانان با كفار داشته باشد از نظر همگى محترم گر چه آن يك فرد از نظر موقعيت اجتماعى و يا مالى در سطح پائين‌ترى باشد و عموم افراد يك دست قوى و نيروى فشرده و متحدى هستند در برابر بيگانگان . 9 - امالى . . . حضرت رضا از پدران بزرگوار خود نقل نموده كه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود دنيا بطور كلى فعاليت و كار و سعى در آن همه جهل و نادانى است مگر سعى و كوششى كه در راه علم و دانش باشد و علم و دانش هم جز محبت و قطع عذر چيز ديگرى