العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
246
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
نميتوانند بار گناهان پدر را تحمل نمايند إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ فقط كسى اهل نجات است كه با دلى پاك و سالم در آن روز حاضر شود . حسن و مجاهد گفتهاند يعنى از آلودگى به شرك و مرض شك و ترديد سالم باشد و گفته شده يعنى دل از فساد و تباهى و زنگ معصيت سالم باشد و اينكه سلامت و بركنارى دل از گناه نام برده شده با اينكه بسيارى از گناهان بوسيله اعضاء و جوارح ديگر انجام مىشود از اين جهت است كه هر گونه فساد و آلودگى و انجام گناه كه از اين اعضاء و جوارح صادر مىشود بفرمان دل و اثر تيرهگى و فساد قلب است و هنگامى كه قلب انسان از فساد و تيرهگى سالم باشد اجزاء ديگر بدن هم از انجام گناه بر كنار خواهند بود . و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه منظور از سالم بودن قلب بر كنار بودن او است از عشق و علاقه به دنيا و مؤيد اين تفسير حديث معروف نبوى است ( حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة ) . جملهاى كه در اين حديث بود ( و ليس فيه احد سواء ) دل سالم دلى است كه در آن جز خدا چيزى نباشد . يعنى محبت و علاقه غير او را از دل خود خارج ساخته و به غير خدا به چيزى اشتغال و توجه نداشته باشد و يا اينكه مقصود اين باشد كه در اعمال دلش رضا و خشنودى ديگران را بر رضا و خواست خدا مقدم ندارد و يا اينكه عملش و نيتش همه و همه را براى خدا خالص نمايد و غير او را شريك و سهيم ننمايد و كلّ قلب فيه شرك هر دلى كه در آن شركى باشد چه شرك جلى و آشكار و چه شرك خفى و پنهان ( رياء ) او شكّ هر دلى كه در آن شكى باشد يعنى حالتى مقابل يقين كه اگر در دل حالت يقين باشد اثرش در اعضاء و جوارح انسان نمودار شده و از معصيت و گناه قطعا بر كنار خواهد شد چون هر نوع معصيت و گناه و هر رقم توسل و دست بدامان اين و آن شدن در اثر ضعف و سستى يقين و پيدايش شك و ترديد است . فهو ساقط چنين دلى از درجه اعتبار و ارزش ساقط و يا اينكه از ساحت قدس ربوبى بدور است و انّما ارادوا الزّهد يعنى انبياء و اوصياء كه زهد در دنيا را انتخاب نمودهاند و در بعضى از نسخهها اراد بالزهد هست يعنى خداوند متعال كه دستور زهد داده است و البته باء زائد است حاصل اينكه زهد در دنيا خودش مقصود اصلى و خواسته ذاتى نيست و اينكه بمردم دستور زهد داده شده براى اين جهت است كه دل آنان از محبت دنيا خالى گشته و صلاحيت و شايستگى پيدا كند كه حب خدا بجاى آن در دلشان جايگزين شده و دل فقط جايگاه محبت خدا و براى او خالص گردد و غير خدا در آن دل شركت نداشته باشد و از اثر شدت محبت و علاقه زياد به غير او شك و ترديد و اضطراب و تزلزلى در دل راه پيدا نكند . 8 - كافى . . . حضرت باقر عليه السّلام فرمود : ( ما اخلص عبد الأيمان باللَّه اربعين يوما او