العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
202
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ سوره آل عمران 31 بگو اگر راستى خدا را دوست داريد بايد از دستورات و خواستههاى او كه بوسيله من بشما ابلاغ مىشود متابعت و پيروى كنيد تا در نتيجه خدا هم شما را دوست داشته و گناهان شما را ببخشد بنا بر اين كسى كه محبت به خدا داشته باشد خدا هم او را دوست ميدارد و او را از عذاب خويش در امن و امان قرار ميدهد . و در تفسير امام نقل نموده كه حضرت سجاد عليه السّلام فرمود : من دوست ندارم كه عبادتم را بانگيزه و اغراض خصوصى خود و براى رسيدن بثوابهاى آن جهانى انجام دهم كه مانند بنده طمعكار كه ريشه اطاعتش طمع است باشم اگر خواستهاش تامين شود عملش را انجام ميدهد و گر نه رها مىكند و نيز دوست ندارم كه از جهت ترس و خوف از كيفر عبادت كنم خدا را كه مانند بنده زشت وظيفه نشناس باشم اگر ترس از مواخذه و كيفر نداشته باشد هيچ كارى نمىكند . سؤال شد از حضرت پس شما بچه انگيزهاى خدا را عبادت مينمائيد ؟ فرمود چون او مستحق عبادت و سزاوار پرستش است از جهت اين نعمتها و الطاف فراوان كه در حق من روا داشته . و حضرت باقر عليه السّلام فرمود : بنده در صورتى عبادت كامل و حق عبادت را ايفاء كرده كه از همه خلق منقطع گشته و بريده باشد و ارتباط و پيوند خود را فقط با خدا برقرار بدارد در انى وقت است كه خداوند متعال ميفرمايد : اين بنده من خود را براى من خالص نموده و او را با لطف و كرم مىپذيرد . و حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هيچ نعمتى بالاتر و برتر از اين خداوند ببنده خود عنايت ننموده كه در دل آن بنده جز خدا چيز ديگرى نباشد . امام هفتم عليه السّلام فرمود : با ارزشترين اعمال اين است كه در عبادت جز انگيزه قرب و نزديكى به خداوند متعال چيزى نباشد . و حضرت رضا عليه السّلام در تفسير آيه شريفه ( إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ) كلمات و اعتقادات پاك است كه بسوى خدا ميرود ( خداوند باعتقادات قلبى مردم مينگرد ) فرمود منظور از اين كلم طيب گفتن و اعتقادات اسلامى است لا إله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه علىّ ولىّ اللَّه و خليفة محمد رسول اللَّه حقّا و خلفاؤه خلفاء اللَّه ( وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ) و البته عمل صالح است و كارهاى نيك و شايسته است كه آن اعتقادات را بالا ميبرد و تقويت مىكند ، فرمود فهميدن انسان كه اين عمل و اين گفتار همان گونه كه با زبان گفته صحيح و درست است . و ميگويم من نيتهاى فاسد و صحيح افراد و اقسام ديگرى هم دارد كه با مقايسه و سنجش با همين مطالب و اقسام نامبرده روشن مىشود و اينها همه بستگى دارد باحوال و صفات انسان و ملكاتى كه در درون انسان رسوخ كرده و ريشهدار گشته كه اين انگيزهها و