العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
189
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
و مكالمه با خويشتن است . معناى نيت كه در شرط است توجه دل و بيدارى و آگاهى باطن انسان و كشش و تمايل نفس است به طرف آن هدفى كه در عمل دارد هر چه باشد . هدف دنيوى و يا اخروى نه تنها به زبان آوردن و يا تصور و خطور در ذهن است و اين گونه توجه و آگاهى باطن و ميل و شوق بهدف مخصوص اگر در درون شخص نباشد گفتن الفاظ با زبان و حتى تصور معانى اثرى در تحقق نيت ندارد و اين نطق به نيت و تصور معانى الفاظ نظير سخن شخص سير و تازه غذا خورده است كه مثلا بگويد من ميل و اشتهاء به غذا دارم كه مقصودش اين است كه بعدا اين ميل پيدا خواهد شد و يا كسى كه دم از عشق و محبت و دوستى كسى مىزند و ميگويد من فلانى را دوست دارم و مطيع و منقاد او هستم ولى فعلا فارغ البال و بدون تحرك با خيال آسوده مشغول كارهاى روزمره خود است . روشن است كه اين گونه گفتارها و تصورات ربطى به نيت كه محرك انسان است و از درون سرچشمه ميگيرد ندارد و البته اگر انسان بخواهد در اعماق دل و درون قلبش تحول و تغييرى پيدا شود و تمايل باطنى و توجه قلبى بهدف خود در عبادت بدست آورد مقدماتى لازم دارد از گناهان و كارهائى كه با اين حالت قلبى منافات و ضديت دارد بايد دورى كند و علاقه بزخارف و ارزشهاى دنيوى را از دل بيرون نمايد تا در نتيجه دل آدمى تمايل بحقائق آن جهانى پيدا كند و بعبادت الهى منبعث شود زيرا نفس انسان در صورتى به عمل و كارى تمايل پيدا مىكند كه نتيجه و فائده آن عمل را موافق و ملائم طبع خود بداند و در عمل همان نتيجه را غرض و هدف خود قرار ميدهد . بنا بر اين كسى كه مثلا در مقام تدريس علوم دينى قرار دارد اگر عشق و علاقه به شهرت و معروفيت داشته باشد و از اظهار فضل و دانش و توجه طلاب و محصلين بسوى او لذت ببرد و تمايل و توجهش به اين گونه مطالب باشد چنين شخصى ممكن نيست نيت و انگيزهاش در تعليم و تدريس و راهنمائى نادانان تقرب و نزديكى به خدا باشد ، بلكه هدف و غرضش در تدريس همان مقاصد پست و بىارزش و اهداف و اغراض فاسد و موهوم است گر چه در زبانش بگويد . درس ميگويم قربة الى اللَّه و اين معنا را در قلب خود تصور كرده و در دلش خطور دهد . تا موقعى كه اين گونه صفات ناپسند و زشت را از دل خود ريشه كن نكند چنين نيت و تصورى نه ارزش دارد نه اثر . و همچنين هنگام دخول و شروع به نماز اگر دل آدمى در افكار دنيوى و حرص و ولع به آن غوطهور است ممكن نيست به تمام معنا دل را متوجه خدا نمود و تمايل واقعى به نماز داشت و اقبال و توجه حقيقى و راستى به نماز كرد ، بلكه با حالت كسالت و خستگى و با تكلف و زحمت مثل اينكه بارى را ميخواهد حمل كند داخل در نماز مىشود و اگر بر زبان قصد تقرب را جارى مىكند بدون محتوى و