العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

181

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

هر گونه زيان و ضررى نگهدارى مينمايد ولى زمان رسيدن تقديرات الهى دست از او بر داشته بين او و مقدرات او حائل و مانع نميشوند . 51 - نهج البلاغه امير مؤمنان مناجات قرآن و نماز شب يكى از خوارج را شنيد ( حالات آن مرد خارجى را كه از اهل حر و ريه بود خدمتش عرض كردند يا خود حضرت او را در اين حالات ديد ) فرمود خوابيدن در حال يقين و اعتقاد و ايمان صحيح و درست از نماز خواندن در حالت شك و ترديد بهتر است . از سخنان حضرت كه در باره امور مشتبه فرموده . شبهه را كه شبهه گويند از اين جهت است كه شبيه و نظير و مانند حق است بحسب ظاهر ( مثلا جنگ با خوارج براى بعضى مورد شبهه بود ميديدند آنان نظير ساير مسلمانان اهل نماز و روزه و زكات . . . هستند حال ظاهرى آنها شبيه و بلكه بهتر از ساير مسلمين است . . . ) در اين گونه موارد اولياء خدا در اثر يقين خود روشنگرى و نورانيت مخصوصى دارند كه حقيقت را ميبينند و راه آنها صراط مستقيم هدايت الهى است ولى دشمنان حق دچار ضلالت و گمراهى گرديده و كور دلى آنها را از راه باز ميدارد با ترس و احتياط از مرگ نميتوان گريخت و كسى هم كه محبت و علاقه به بقاء و دوام داشته زندگى باقى و طولانى به او نميدهند و از سخنان حضرت است هنگامى كه از حمله ناگهانى بر حذرش داشتند . بطور يقين خداوند سپر محكم و نگهدارنده‌اى براى من قرار داده كه مرا از خطر محافظت مينمايد ولى هنگامى كه آن روز مقدار فرا رسد اين سپر از من جدا شده و مرا تسليم مرگ خواهد نمود و در آن موقع است كه تير بخطاء ميرود و بهدف نميرسد و مرض زخم و التيام نمىيابد . در ضمن وصيت و سفارشهائى كه بفرزندش امام حسن عليه السّلام دارد ميفرمايد پسرم صدمات روحى حوادث و پيش‌آمدها را بوسيله تصميم و اراده محكم و استقامت و صبر و يقين نيكو و استوار از خود دور كرده و پيش‌گيرى نما . 52 - مشكاة الانوار حضرت باقر از على عليه السّلام نقل كرده كه در ضمن خطبه‌اى طولانى فرمود : ايمان داراى چهار پايه است : صبر ، عدل ، يقين ، توحيد . و مشكاة از محاسن نقل كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود . ايمان برتر از اسلام و يقين برتر از ايمان است و چيزى كمياب‌تر و با ارزش‌تر از يقين نيست . و صفوان جمال گويد از حضرت صادق عليه السّلام از تفسير اين آيه شريفه سؤال كردم كه خداوند متعال ميفرمايد وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما حضرت خضر بموسى عليه السّلام گفت اما داستان ديوار اين بود كه آن ديوار مال دو يتيم است كه در شهر هستند و در زير پايه آن گنجى براى آنان بود فرمود آن گنج طلا و نقره نبود فقط چهار جمله بود . 1 - منم اللَّه كه هيچ معبودى نيست بجز من . 2 - كسى كه يقين بمرگ داشته باشد خنده شديد نميكند . 3 - كسى كه به حساب