العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

171

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

كوبيدن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله طرح مينمايند . نقل ميفرمايد كه آنها ميگويند خداوند ما را عذاب نميكند مگر چند روز كوتاه مدت چون طائفه يهود با بعضى از مسلمين خويشاوندى سببى داشتند و آنها كاملا مىفهميدند كه اين يهوديان منافق هستند و در واقع به همان حال كفر خود باقى هستند ولى از نظر مراعات خويشاوندى كفر درونى آنان را مكتوم ميداشتند اما از طرف ديگر همان بستگان يهود خود را مورد اعتراض قرار ميدادند و به آنها ميگفتند شما كه خود حقانيت اسلام را طبق بيان و اعتراف خودتان ميدانيد چرا اين نفاق را كه موجب سخط و عذاب الهى است پيشه خود قرار داده‌ايد آنها در مقام پاسخ ميگفتند . ما فقط به ميزان همين چند روز كوتاه كه با گناه و نفاق سپرى ميكنيم معذب ميشويم سپس از عذاب نجات پيدا كرده و از نعمت‌هاى بهشتى براى ابد بهره‌مند ميشويم بنا بر اين وجهى ندارد كه ما خود را در تحت فرمان محمد صلّى اللَّه عليه و آله قرار داده و ناراحتى و ذلت را تحمل كنيم براى جلوگيرى از عذابى كه به مقدار مدت ارتكاب گناه است و اين مدت هم چند روزى بيش نيست و به زودى سپرى شده و منقضى خواهد شد و در نتيجه حريت و آزادى از تحت سيطره و خدمتگزارى محمد و استفاده از لذائذ دنيوى را بدست آورده‌ايم و اگر در آن جهان هم عذابى متوجه ما گردد اشكالى ندارد چون عذاب كوتاه مدتى است و طولى نميكشد كه مبدل به نعمت مىشود . خداوند برسول گراميش خطاب ميفرمايد : قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً بگو به آنان اين مطالب خلاف واقع كه ميگوئيد عذاب ما در مقابل تسليم نشدن به محمد صلّى اللَّه عليه و آله و نپذيرفتن آيات كه مربوط به پيغمبر و على و اوصياء ديگر است عذابى است كوتاه و منقطع . و اين ادعاها روى پايه پيمانى است كه با خدا داريد كه قطعا چنين نيست ، بلكه عذاب عذاب دائمى و بىپايان است . بنا بر اين به خود آئيد و اين اندازه دنبال گناه نرويد و جرات كفر و انكار رسول و وصى رسول را به خود راه ندهيد كه اين بزرگان براى سرپرستى و رعايت حال امت برگزيده شده‌اند كه مانند پدر دلسوز و مهربان نسبت به فرزندش و خدمت نمودن سرپرست مهربان به زير دستش فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ پس بنا بر اين پيمان ادعائى شما اساسا بايد مصونيتى از عذاب داشته باشيد ! أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ بلكه شما بعنوان افتراء بر خدا مطالبى را از روى جهل و عناد به خدا نسبت ميدهيد و بالاخره ادعاى شما در هر يك از اين دو احتمال دروغ محض و بىپايه و اساس است . توضيح در تفسير كلمه قَسَتْ قُلُوبُكُمْ كلمه عست استعمال شده بود كه به معناى خشك و سخت شدن است و جمله ( الصّدق بينى و بينكم ) كه در اين روايت بود به اين معنا است كه ما و شما بوعده و وعيد نبايد اكتفاء كنيم و صدق و درستى عمل ميان ما و شما حاكم