العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

149

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

ليخطئه ) با همزه خواندنش بهتر است و خلاصه معنا اين مىشود آنچه به انسان در اين جهان برسد ( از پيش آمدها و رويدادها ) رسيدنش واجب و حتمى است و اين چنين نيست كه اگر مثلا كوشش بيشترى نمىكرد نميرسيد و آنچه هم نرسيده است هرگز نميرسيد گر چه كوشش بيشترى هم ميكرد و يا منظور اين باشد كه آنچه در تقديرات ازلى الهى مقرر شده به او خواهد رسيد گر چه در سعى و كوشش كوتاهى نمايد و همين طور بر عكس و البته ظاهر اين حديث اعتقاد به جبر را مىرساند كه سعى و كوشش كوتاهى نمايد و همين طور بر عكس و البته ظاهر اين حديث اعتقاد به جبر را مىرساند كه سعى و كوشش و فعاليت انسان در زندگيش هيچ نقشى نداشته باشد از اين نظر گفته شده كه مورد اين قبيل احاديث امورى است كه انسان در آنها تكليفى و مسئوليتى ندارد چه در فعل چه در ترك ( نظير زشت و زيبائى كوتاهى و بلندى تيزهوشى و كودنى و امثال اينها ) و يا مقصود امور غير اختيارى و نعمتها و بلاهاى ناگهانى اضطرارى و صحت و مرض و نظائر اينها كه در كتاب عدل اين مطالب گفته شد . 10 - كافى . . . حضرت صادق عليه السلام فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام كنار ديوار كجى نشسته بود و مشغول قضاوت در ميان مردم بود كسى گفت : يا على برخيز و در كنار اين ديوار منشين فإنه معور زيرا اين ديوار كج است و ممكن است خراب شود . حضرت فرمود حرس امرء اجله اجل و وقت مرگ انسان . او خود نگهبان و نگهدارندهء انسان است و چون على عليه السّلام از كنار ديوار حركت كرد ديوار خراب شد و امير مؤمنان عليه السّلام از اين كارها داشت و اين همان يقين است . توضيح فانّه معور اسم فاعل از باب افعال يعنى داراى شكاف و شكست است كه بايد احتياط نمود يا اسم مفعول از باب تفعيل ( معوّر ) و يا از باب افعال يعنى معيوب در نهايه گويد عوار با فتحهء عين و مضموم هم خوانده مىشود و عورة چيزى كه از پيدا شدن و معلوم شدن آن انسان شرمنده مىشود و باز در نهايه است رأيته و قد طلع في طريق معورة يعنى ديدم فلانى را در راه ناصواب و معيوب كه احتمال گم شدن و در بيراهه افتادن در او بود و هر عيب و نقصى را عوره گويند و در كتاب اساس بجاى معوره ذو عورة ضبط شده كه در معنا فرقى ندارند حرس امرء اجله . امرء مفعول حرس و اجله فاعل او است و اين جمله از مواردى است كه لفظ نكره ( امرء ) با اينكه در كلام اثبات واقع شده معناى عموم را ميفهماند ( و طبق قواعد ادبى لفظ نكره اگر در كلام منفى باشد مفيد عموم است نه در كلام اثبات ولى گاهى هم در اثبات براى عموم مىآيد مانند اين جمله ) يعنى اجل و مرگ هر انسانى نگهبان و نگهدار او است مانند مثل رائح كه ميگويند انجز حرّما وعد يعنى هر انسان آزاد و حرّى بوعدهء خود وفا مىكند كه اينجا هم نكره در كلام اثبات مفيد معناى عموم است و شاهد اين حرف - كه اجله فاعل و امرء مفعول حرس است آن جمله‌اى است