العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
142
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
و ضرر و نفع همه در دست او است و همچنين است جمله دوم كه سؤال كرد فما حدّ اليقين كه او اين معانى را احتمال دارد و ضمنا خوف و ترس از غير خدا نداشتن با تقيه و نيفكندن خود در خطر هلاكت منافات ندارد چون همين تقيه و خوددارى از مهلكه از جهت اطاعت فرمان او است كه انسان با يقين از لحاظ خوف خدا اين دو رقم تكليف را انجام ميدهد همان طورى كه توكل بر خدا با دستيابى و توسل باسباب وسائل منافات ندارد چون در عين حال كه به طرف اسباب و وسائل ميرود در تمام كارها اعتماد و اتكائش بخداست ، 7 - كافى . . . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : از نشانه و علائمه يقين صحيح اين است كه مسلمان مردم را بوسيله عملى كه موجب خشم خدا است از خود راضى و خشنود نسازد و آنان را از لحاظ محروميت و نداشتن چيزى كه خدا نداده نكوهش نكند چون توسعه رزق و روزى انسان بتسگى به پر حرصى و طمع زياد ندارد و اراده ديگران جلو او را نميتواند بگيرد كه اگر كسى بخواهد از رزق مقدار خود بگريزد مانند فرار از مرگ حتما آن روزى مقدر خواهد رسيد همان طورى كه مرگ انسان مسلما فرا خواهد رسيد سپس فرمود خداوند با عدل و داد خود راحت و آسايش را در حالت يقين و رضا قرار داده و غم و اندوه را در اضطراب و شك و در نارضايتى به تقديرات قرار داده است . بيان جمله ( من صحّة يقين المرء المسلم ) يعنى از نشانه و علائم اينكه مسلمان در باره خدا يقين صحيح دارد و يقين به اينكه او است مالك نفع و ضرر و او است حكيمى كه طبق مصالح دنيوى و اخروى انسان رزق مناسب را تقسيم بندى نموده و او است گرداننده دلها و دلها در دست او است و آنها را از حالتى به حالتى ميگرداند طورى كه بخواهد و اينكه آخرت و جهان باقى بهتر از دنياى فانى و ناپايدار است و اين يقينش صحيح و استوار و سالم بدون آميختگى به شك و شبهه و جدا حالت يقين او حقيقت و واقعيت داشته باشد و صرف ادعا و گفتار نباشد : علامت و نشانه چنين يقينى ( ان لا يرضى النّاس بسخط اللَّه ) اين است كه بوسيله منحط و خشم خداوند رضايت و خشنودى مردم جلب ننمايد و به منظور دستيابى بزخارف و منافع مادى و رسيدن به مقامات و منصبهاى باطل دنيوى در انجام گناه و معصيت هماهنگى نمايد و بدون مجوز شرعى ( ترس و تقيه ) اظهار موافقت با آنان نمايد و با وجود احتمال تاثير و نبودن ضرر از فريضه امر به معروف و نهى از منكر خوددارى نمايد فقط به لحاظ مراعات رضايت و خشنودى آنان و براى تقرب و نزديكى به آنان از زير بار اين مسئوليت شانه خالى كند و يا مثلا با ستمكاران و ظالمين در ارتباط باشد و بدون وجود تقيه مجوز و بدون انگيزه خدمت به مسلمانان و تامين مصالح و منافع باشد و بدون وجود تقيه مجوز و بدون انگيزه خدمت به مسلمانان و تامين مصالح و منافع آنان و دفع شر و ضرر از مسلمانان در برابر اهل جور و ستم تواضع و نرمى كند از جهت