العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
124
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
خست و دنائت نهى مىكند قرآن حد وسطى براى اين كار تعيين كرده نه اينكه انسان هر چه دارد به ديگران بخشيده و خود تهى دست بماند آنگاه دست بدعا بردارد كه خدايا به من روزى ده . خداوند اين چنين دعائى را مستجاب نميكند زيرا رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : چند دسته از امت دعايشان هرگز مستجاب نميشود 1 - كسى كه بر ضرر پدر و مادر خود دعا كند و براى آنها بدى بخواهد . 2 - كسى كه مالش را به ديگرى قرض داده و گواه و سندى از او نگرفته و طرف مال او را خورده چون اين شخص بدست خودش راه را بر خود بسته با اينكه خداوند دستور داده هنگام قرض از طرف سند كتبى بگيريد . 3 - كسى كه از خداوند دفع شر زن خويش را بخواهد با اينكه چاره اين كار در دست خود او است او ميتواند اگر واقعا ناراحت است او را رها كند 4 - شخصى كه در خانه خود نشسته و دست روى دست گذاشته و براى تامين هزينه زندگى هيچ گونه فعاليت ندارد و ميگويد خدايا روزى مرا برسان خداوند در جواب او ميگويد : بنده من مگر نه اين است كه من راه حركت و كوشش را براى تو باز كردهام و اعضاء و جوارح صحيح و سالم به تو دادهام و عذر تو را در انجام دستورات خود قطع نمودهام و حجت را تمام كردهام كه در راه فعاليت گام بردارى و بار دوش ديگران نباشى البته اگر با مشيت كلى سازگار بود به تو روزى فراوان خواهم داد و اگر هم با مصالح نظام كلى آفرينش منطبق نشد البته تو سعى خود را انجام داده و معذور هستى و كمتر از انتظار و توقع تو به تو خواهد رسيد . 5 - كسى كه خداوند به او مال و ثروت فراوان داده و او با بذل و بخششهاى زياد آنها را از بين برده و بعد دست خود را بدعا برداشته كه خدايا به من روزى بده . خداوند در جواب او ميگويد : مگر من به تو روزى فراوان ندادم ؟ چرا ميانه روى نكردى مگر من به تو دستور ندادم كه در بذل و بخشش بايد ميانه روى كرد و از بخششهاى زياد نهى نكردم . 6 - كسى كه در دعايش چيزى كه موجب قطع رحم شود بخواهد ( يا كسى كه دعا كند در حالى كه قطع رحم نموده است ) . خداوند در قرآن طرز انفاق و كيفيت و چگونگى بخشش را به پيغمبرش آموخته و قضيه از اين قرار بود كه مقدارى طلا پيش پيغمبر بود و حضرت ميخواست آنها را به مصرف برساند و ميل نداشت حتى يك شب آن پول در خانهاش بماند لهذا در يك روز تمام آن طلاها را انفاق كرد و چيزى باقى نماند . صبح بعد سائلى آمد و درخواست كرد ولى پيغمبر چيزى نداشت كه به او بدهد آن شخص سائل پيغمبر را ملامت و سرزنش كرد پيغمبر هم چون چيزى نداشت كه به او بدهد غمناك و ناراحت شد با اينكه خيلى رءوف و مهربان هم بود در اينجا است كه خداوند براى تعليم پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اين آيه را نازل فرمود : ( نه دستهاى