العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

113

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

خانه و بيابان گردى باشد كه البته اين گونه زندگى ممنوع است ) . احقاف 20 و روزى كه كفار بر آتش عرضه ميشوند ( وارد دوزخ ميگردند ) به آنان گفته مىشود كه شما زندگى طيب و پاداش‌هاى پاكيزه و با ارزش را در زندگى دنيوى و پر از هوى و هوس خود از دست داديد و امروز كيفر تكبر و گردنكشى ناروا و كيفر فسق و فجور تجاوزهاى خود را در اين عذاب ذلت بار مىبينيد . حديد 27 - در دل پيروان عيسى عليه السّلام و حواريين رافت و مهربانى مخصوصى قرار داديم ( تا از اثر محبت و مهربانى بتوانند در دل مردم اثر گذارند و آنان را به طرف دين حق سوق دهند ) و طريقه رهبانيت و ديرنشينى را اختراع كردند و ما اين روش را بر آنها واجب نكرديم فقط آنچه كه لازم بود تحصيل رضوان و خوشنودى خدا - و آنان مراعات شرائط و آداب رهبانيت را ننمودند ما هم افراد با ايمان و پاى بند بدستورات الهى را پاداششان داديم ولى بيشتر از آنان تمرد كردند ( پس از آنكه عيسى بن مريم به آسمان برده شد حواريين و پيروان عيسى عليه السّلام با شدائد و گرفتاريهائى از طرف جباران و ستمگران مواجه شدند و دين حق در معرض خطر و نابودى قرار گرفت خداوند متعال به منظور تثبيت حق و انتشار آن محبت و رافت و مهربانى خاصى در حواريين قرار داد كه بتوانند توده مردم را ارشاد و راهنمائى نمايند و ضمنا به آنان الهام فرمود به منظور رهائى از چنگال جباران به كوهستان و غارها بروند و در آنجا بعبادت پروردگار بپردازند تا زمينه‌هاى مساعدترى فراهم شود ولى كم كم اين رهبانيت و كوه‌نشينى وضع خاصى در ميان آنان پيدا كرد و پيرايه‌هاى غير انسانى به او بستند مانند ترك ازدواج و همسر گرفتن - گوشه‌نشينى و خاموشى - لباس خشن و غذاى ناگوار خوردن - ترك نظافت و پاكيزگى و امثال اينها و اين شيوه ناپسند جاى رهبانيت اصيل را گرفت با اينكه اصل رهبانيت هم از فرائض نبود كما اينكه در روايتى كه مرحوم طبرسى در تفسير اين آيه نقل نموده آمده است ابن مسعود گويد من در رديف رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر مركبى سوار بوديم پيغمبر فرمود اى امّ عبد ( كنيه عبد اللَّه بن مسعود ) آيا ميدانى چرا چگونه بنى اسرائيل رهبانيت را اختراع نمودند ؟ عرضه داشتم خدا و رسولش داناترند . فرمود پس از عيسى بن مريم عليه السّلام جباران و ستمگرانى پيدا شدند و گناهان و معاصى خدا را مرتكب ميشدند اهل ايمان و متدينين بمبارزه با آنان برخاستند و سه بار با ستمگران جنگ كردند و در نتيجه مؤمنين در اين مبارزات جانبازى نموده و شهيد شدند و از آنان باقى نماند مگر اندكى با خود شور كردند و گفتند اگر بار ديگر با اينها بجنگيم بطور كلى نابود ميشويم و ديگر كسى كه مردم را بدين حق دعوت كند باقى نمىماند پس بهتر اين است كه متفرق و در نقاط مختلف