العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

7

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

هم اظهار مسلمانى مىنمود ، اين سه نفر ميدان دار تفسير قرآن بودند و رواياتى را هم از رسول خدا نقل مىكردند ، بطورى كه يكى از روزها بين كعب الاحبار و ابو ذر غفارى رحمة الله عليه گفتگوهائى شد . ابو ذر هنگامى كه ديد كعب الاحبار اخبارى در تفسير قرآن نقل مىكند و مسلمانان را فريب مىدهد ، به او گفت : اى يهودى تو مىخواهى دين و شريعت به من بياموزى و احكام اسلام را به من تعليم دهى ، در اين جا بين آنها سخنانى رد و بدل گرديد ، و چون جريان روز از كعب الاحبار حمايت مىكرد اعتراضات ابو ذر به جايى نرسيد . در زمان معاويه بازار جعل حديث بسيار رونق گرفت ، معاويه گروهى را وادار كرد تا احاديث و اخبارى را در فضائل خلفاء جعل كنند و در ميان مسلمانان پخش نمايند و رواياتى هم در نكوهش امير المؤمنين از زبان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله وضع كنند و مردم را از آن حضرت دور سازند و از مقام و منزلت او بكاهند . جعل اخبار و وضع روايات كه در زمان معاويه آغاز شده بود ، در دوره خلفاى بنى مروان رو به فزونى نهاد ، اكثر روايات در فضائل و مناقب خلفاء و صحابه در زمان بنى اميه توسط گروهى بىايمان و جاه طلب وضع گرديد ، و اين جريان در زمان بنى عباس هم ادامه پيدا كرد و جماعتى به جعل احاديث پرداختند . منافقان و منحرفان و اطرافيان خلفاء و امراء براى گروهى از اهل حديث رواياتى جعل كردند و در ميان اهل حديث رواج دادند ، براى همين جهت جماعتى از محققان و محدثان كتابهائى در احاديث موضوعه نوشتند و نام جعالان و وضاعان حديث را در كتاب‌هاى خود ذكر نمودند . تاليف كتب حديث و سيره در ميان اهل سنت بنا بر مشهور بين محدثان اهل سنت و جماعت تنظيم و تدوين حديث از زمان بنى مروان شروع شده است و تا عصر عمر بن عبد العزيز كتابى مدون در دست نبوده است ، احاديث و روايات سينه به سينه نقل مىشده ، اختلافات متون و الفاظ