العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
633
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
مىباشم . من اكنون گويا بهشت را مشاهده مىكنم كه مردم در آن متنعم هستند ، و با هم سخن مىگويند و بر مخدهها تكيه كردهاند ، و گويا دوزخيان را مىنگرم كه در آنجا معذب مىباشند و فرياد و شيون مىكنند ، و گويا صداى شعلههاى آتش در گوش من طنين افكنده است . رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله به ياران خود فرمودند : اين بندهاى است كه خداوند نور ايمان را در دل او روشن كرده ، و بعد گفت اى جوان بر اين طريق ثابت باش و جوان عرض كرد يا رسول اللَّه دعا كنيد من در ركاب شما شهيد شوم ، رسول خدا هم دعا كردند و او در يكى از جنگها به جهاد پرداخت و بعد از چند نفر به شهادت رسيد . 30 - هشام بن سالم گويد : امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ فرمودند : يعنى معاينه و يك ديگر را ديدن . 31 - عبد اللَّه بن سنان گويد : امام صادق فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمودند يقين از همه چيز بىنياز مىكند ، و عبادت آدمى را مشغول مىنمايد . 32 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى مردم از خداوند بخواهيد به شما يقين عطا كند ، و شما را عافيت دهد ، بزرگترين نعمتها عافيت مىباشد ، و خيرى كه همواره در قلب جاى دارد يقين است ، مغبون كسى است كه در دين خود زيان كند ، و مغبوط شخصى است كه در يقين مورد غبطه ديگران باشد . راوى گويد : امام سجاد عليه السّلام بعد از اداء نماز مغرب زياد مىنشست و از خداوند طلب يقين مىكرد . 33 - صفوان گويد : از امام رضا عليه السّلام پرسيدم تفسير آيه شريفه : أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي چيست آيا در دل ابراهيم شكى وجود داشت ، فرمود : خير او بر يقين خود بود ولى از خداوند خواست تا بر يقينش افزوده شود . 34 - محمد حلبى گويد : امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ فرمود : آنها هر كارى كه مىكنند مىدانند