العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
618
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
از اين گونه سخنان بر زبان جارى مىكنى ، در حالى كه شمشيرها خون جارى مىكنند ، امام فرمود : خداوند درهاى دارد كه پر از طلا مىباشد و آن را با ضعيفترين مخلوقات خود كه مورچه باشد محافظت مىكند ، و شترهاى بزرگ هم به آنجا نمىرسند . 17 - اسحاق بن عمار گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله نماز صبح را خواندند و متوجه شدند جوانى در مسجد سرش را بالا و پائين مىبرند ، رنگشان هم زرد شده و بدنى لاغر دارند و ديدگانش هم در سرش فرو رفته است . رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله از او سؤال كردند فلان چگونه صبح كردى ، گفت : يا رسول اللَّه صبح كردم در حالى كه يقين دارم ، رسول خدا از گفته او تعجب كردند و گفتند : هر چيزى يقينى دارد حقيقت يقينست چيست . گفت : يا رسول اللَّه حقيقت يقينم مرا اين چنين محزون كرده است ، من بخاطر همان يقين شبها خواب ندارم ، و روزها تشنگى مىكشم ، و خود را از دنيا بريدهام ، اينك عرش را مىنگرم و مشاهده مىكنم كه مردم براى حساب در آن جا جمع شدهاند و من هم در آن جا مىباشم . اكنون مىنگرم بهشتيان در بهشت متنعم هستند ، و يا يك ديگر سخن مىگويند و بر پشتىها تكيه كردهاند ، و هم اكنون مشاهده مىكنم كه دوزخيان در دوزخ معذب مىباشند و فرياد و شيون مىكنند ، و هم الان صداى آتش را با گوشهاى خود مىشنوم . رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : اين بندهاى است كه خداوند دل او را روشن كرده است و بعد فرمودند همانطور كه هستى باش ، جوان گفت دعا كنيد تا خداوند شهادت را نصيب من گرداند ، رسول خدا هم دعا كردند و او در بعضى از جنگها شركت كرد و به شهادت رسيد . 18 - امام عليه السّلام در تفسير آيه شريفه « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ » تا آخر آيه .