العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

611

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

شما بد راهى را انتخاب كرديد و مردم را به جهالت كشانديد ، و كتاب خدا و سنت رسول را درك نكرديد ، و اخبارى كه با قرآن مطابقت داشت دور انداختيد ، و با جهل خود آن‌ها را تفسير و معنى نموديد و در غرائب قرآن و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و امر و نهى آن تفكر نكرديد . شما از سليمان بن داود با من سخن بگوئيد هنگامى كه از خداوند خواست كه سلطنتى به او بدهد كه كسى بعد از او به آن نرسد ، خداوند هم خواسته او را اجابت كرد و او هم حق مىگفت و به حق هم عمل مىكرد و خداوند هم هرگز او را ملامت نكرد و از او عيبى نگرفت ، و مؤمنان هم از او عيبى نگرفتند و داود هم قبل از سليمان سلطنت و حكومت مىكرد . يوسف پيامبر به پادشاه مصر گفت : مرا بر گنجهاى زمين بگمار كه من هم محافظ آنها مىباشم و هم علم اداره آنها را دارم ، سرانجام كار او به جايى رسيد كه اختيار كشور را تا يمن بدست آورد و مردم براى بدست آورد طعام به طرف او رفتند تا از قحطى نجات پيدا كنند ، يوسف حق مىگفت و با حق عمل مىكرد و كسى هم بر او خرده نگرفت . بعد از آن ذو القرنين آمد و آن بنده‌اى بود كه خداوند او را دوست مىداشت ، و او هم خدا دوست بود ، پروردگار براى او اسباب و وسائلى فراهم آورد و او را بر مشرق و مغرب حكومت داد و همواره حق مىگفت و به آن عمل مىكرد ، و كسى هم بر او ايرادى وارد نساخت . اكنون اى جماعت از خداوند ادب بياموزيد ، خداوند مؤمنان را مؤدب كرده است ، به امر و نهى خداوند توجه كنيد و از آن چه نمىدانيد و يا براى شما شبهه‌انگيز است دست باز داريد ، و علم آنها را به اهلش برگردانيد تا ما جور شويد و عذر شما پذيرفته شود . دنبال علم ناسخ و منسوخ برويد و محكم و متشابه را فرا گيريد ، و حرام و حلال خدا را از هم تميز دهيد ، تا به خداوند نزديك شويد ، و از جهالت دور باشيد ، جهالت را به اهلش واگذاريد زيرا جاهلان بسيار زيادند و عالمان كم مىباشند و