العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

601

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

اى كامل ، و بعد دست خود را از پيراهن بيرون كردند و من مشاهده كردم پارچه سياه خشنى از زير در بر دارد و فرمود : اين براى خداوند است و اين براى شما . 6 - ابراهيم بن عبد الحميد گويد : من و سكين نخعى با هم به حج رفتيم ، او زن را ترك كرد و بوى خوش استعمال ننمود ، و لباس نو نپوشيد و از غذاهاى لذيذ هم نخورد و مشغول عبادت شد ، و در مسجد ساكن گرديد و حتى سر به طرف آسمان هم بلند نمىكرد . او بعد از مناسك حج وارد مدينه شد و خدمت امام عليه السّلام رسيد ، و در كنارش به نماز ايستاد ، بعد از آن گفت قربانت گردم مىخواهم از شما مسائلى بپرسم ، فرمود : برويد آنها را بنويسيد و براى من بفرستيد . او بازگشت و نامه‌اى نوشت و سؤالات خود را مطرح كرد و گفت : قربانت گردم مردى خوف خدا در دلش جاى گرفته و او ترك زن و خوردن غذا را كرده است و توانايى ندارد سرش را به طرف آسمان بلند كند . امام عليه السّلام در جواب او نوشتند اما در باره زن خودت مىدانى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله چه اندازه با زنان خود آميزش داشت و هرگز آنها را ترك نمىكرد ، اما در مورد غذاهاى لذيذ بايد بدانى كه رسول خدا گوشت و عسل ميل مىكردند . اما اينكه مىگوئى خوف بر او وارد شده و توانائى ندارد سرش را به طرف آسمان بلند كند در اين جا اين آيات را زياد تلاوت كند : « الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ . » 7 - صوفيه خدمت امام رضا عليه السّلام رسيدند و گفتند : مامون خلافت را به شما برگردانيد و شما هم از همه مردم به آن سزاوارتريد ، ولى او مىخواهد شما لباس‌هاى نرم در بر كنيد در صورتى كه اين لباسها مناسب شما نمىباشد . امام عليه السّلام فرمود : واى بر شما امام بايد عادل باشد و راست بگويد و به وعده‌ها وفاء كند خداوند فرمود : « مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ، » يوسف عليه السّلام پارچه‌هاى بافته شده با طلا را در بر مىكرد ، و بر پشتىهاى آل فرعون تكيه مىنمود .