العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

477

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

8 - نوف گويد : شبى نزد امير المؤمنين عليه السّلام بودم او همه شب را به نماز مشغول بود ، گاهى از اطاق بيرون مىشد و به طرف آسمان نگاه مىكرد و قرآن تلاوت مىنمود ، بعد از اينكه پاسى از شب گذشت نزد من آمد و گفت : اى نوف خواب هستى يا بيدار . گفتم يا امير المؤمنين بيدار هستم و تو را مىنگرم ، فرمود : اى نوف خوشا به حال آنهائى كه در دنيا راه زهد را پيش گرفتند و به طرف آخرت ابراز تمايل كردند ، آنها كسانى هستند كه زمين را براى خود فرش اتخاد نمودند و خاك را بستر گرفتند ، و آب را وسيله پاكى نظافت دانستند . آن جماعت قرآن را پيوسته مورد عمل قرار مىدهند و خود را از آن جدا نمىكنند و دعا را شعار خود قرار داده‌اند ، آنها از دنيا بريده‌اند و به آن توجهى ندارند ، و بر طريق عيسى بن مريم عليه السّلام در دنيا زندگى مىنمايند و دل از آن كنده‌اند . خداوند متعال به عيسى بن مريم وحى كرد كه به بنى اسرائيل بگوئيد به خانه‌هاى من جز با دل پاك وارد نگردند ، بايد هنگام ورود ديدگان آنها خاشع باشند و دست‌ها از هر آلودگى پاك شوند و پاك و پاكيزه در آنجا قدم گذارند . شما به آنها بگوئيد در غير اين صورت من دعاى هيچ يك از شما را قبول نمىكنم و مورد اجابت قرار نمىدهم ، و مظلمه هيچ كدام را از گردنش بر نمىدارم ، اى نوف از خداوند بترسيد و دنبال اخذ عشريه و شعر و شاعرى و پاسدارى براى حكام جور نرويد . اى نوف سعى كن تا نماينده و بزرگ قبيله خود نباشى ، و دنبال گرفتن عشريه نروى ، و از شعر و شاعرى پيروى نكنى ، و اعوان سلطان و ظلمه نباشى ، دنبال ساز و آواز نروى ، رسول خدا در شبى خارج شدند و فرمودند : اين ساعتى است كه دعاى كسى رد نمىگردد ، مگر گرداننده يك قبيله يا يك عشريه بكير ، يا شاعر و يا اعوان ظالم و يا يك مغنى و دهل زن باشند .