العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
439
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
هر كس در آخرت بهره و نصيبى نداشته باشد پس با چه پاداشى وارد بهشت مىشود ، خداوند در مدينه آيات مربوط به زنا را نازل فرمود و گفت : زانى فقط با زانيه و يا مشركه نكاح مىكند ، و زانيه هم جز با زانى و مشرك نمىتواند همسرى كند و بر مؤمنان حرام شده است . خداوند زانى و زانيه را مؤمن نامگذارى كرده است ، ولى رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : اهل علم در اين جا به شك گرفتار نكردند مقصود آن است كه مؤمن در حال زنا مؤمن نيست و سارق در حين سرقت ايمان ندارد ، زيرا در حين ارتكاب عمل ايمان از وى خارج مىگردد همان گونه كه پيراهن را از بدن بيرون مىآورد . خداوند متعال در مدينه نازل فرمود : كسانى كه زنان پارسا و شوهردار را متهم مىكنند بايد چهار شاهد براى ادعاى خود بياورند و اگر شاهدى نداشتند آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادت آنها را هرگز قبول نكنيد زيرا آنها فاسق مىباشند . مگر آنهائى كه توبه كنند و خود را اصلاح نمايند كه در اين صورت خداوند آنها را مورد رحمت خود قرار مىدهد ، خداوند در اين جا كسانى را كه افتراء مىبندند از ايمان خارج دانسته است ، در جاى ديگر فرمود : كسى كه مؤمن است با كسى كه فاسق مىباشد هرگز مساوى نيست . خداوند متعال فاسق را جزء منافقان دانسته و گفته : همانا منافقان از فاسقان به حساب مىآيند ، و خداوند فاسقان را از دوستان شيطان معرفى كرده و گفته : مگر ابليس كه از جن بود و از امر خدا سرپيچى كرد و از فاسقان بشمار رفت . پروردگار كسانى را كه زنهاى پارسا و مؤمنه را متهم مىكنند و به آنها افتراء مىبندند ملعون دانسته است و گفته : كسانى كه زنهاى شوهردار مؤمن را متهم به زنا مىكنند در دنيا و آخرت مورد لعنت قرار مىگيرند و براى آنها عذاب بزرگى مى باشد . روزى كه زبانها ، دستها و پاهاى آنها بر عليه آنها گواهى دهند و از آنچه عمل مىكردند پرده بر مىدارند جوارح بر ضد مؤمن گواهى نمىدهند بلكه براى آن گروهى كه مستحق عذاب هستند گواهى مىدهند و مؤمن نامه عملش بدست