العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

403

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

سوم دوستان مرا كه حجت‌هاى من بر مردم هستند بشناسند ، هر كس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر كس آنها را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است . آنها بين من و مردم نشانه هستند ، و بايد به وسيله آنها مرا بشناسند ، هر كس مقام آنها را انكار كند او را وارد آتش خود مىكنم ، و عذاب چند برابر به او خواهم چشانيد . چهارم شناختن كسانى كه در پرتو قدس من اقامت دارند ، و آنها كسانى هستند كه عدالت مرا در روى زمين برپا مىدارند ، پنجم شناختن كسانى كه فضل آنها را بيان مىكنند و آن‌ها را مورد تصديق قرار مىدهند . ششم شناختن دشمن من ابليس و اعوان و انصار او ، هفتم دستور مرا قبول كنند ، و پيامبران مرا تصديق نمايند ، هشتم اسرار من و دوستان مرا حفظ كنند ، نهم بندگان برگزيده مرا احترام كنند و گفتار آنها را قبول نمايند . اگر در مواردى با هم اختلاف كردند موضوع را به آنها برگردانند و حقيقت را از آنها بخواهند ، تا واقعيت موضوع و شرح مسأله از نزد آنها بيرون شود و حقيقت موضوع روشن گردد و اختلاف‌ها بر طرف شود . دهم اينكه خود و برادر دينى او در امور دين و دنيا با هم يكى باشند و بر يك ديگر تفاخر نكنند ، هر گاه اين چنين باشند آنها را در ملكوت جاى مىدهم و از روز قيامت و وحشت آن در امان و آسايش قرار مىدهم ، و در نزد خودم در مقام قرب خواهند بود . ابو الجارود گويد : به حضرت باقر عليه السّلام عرض كردم : ديدگان من نابينا هستند ، و عمرم زياد شده است ، بين من و شما فاصله‌اى زياد هست ، من مىخواهم مسائل دينى خود را ياد بگيرم و به مردم هم بگويم و در امور دين و دنياى خود از آنها استفاده بكنم . امام عليه السّلام از گفتار من خوشحال شد و در جاى خود نشست و گفت : اى ابو الجارود چه گفتى بار ديگر بگو ، ابو الجارود گويد : بار ديگر گفته‌هاى خود را تكرار كردم ، فرمود : اى ابو الجارود اينك مسائل خود را كه موجب نجات شما مىگردد